‏نمایش پست‌ها با برچسب نجوم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نجوم. نمایش همه پست‌ها

10سوال برای آزمایش هوش نجومی شما

علم با سرعت زیادی در مسیر خود حرکت می کند و ممکن است که در بعضی موارد تشخیص این که چه چیزی اثبات شده است و چه چیزی نظریه است سخت باشد و ما را به اشتباه بیاندازد.در زیر 10 مطلب کوتاه داده شده است که شما باید با دقت در آنها تعیین کنید که کدامیک اثبات شده و کدامیکنظریه هستند.به این ترتیب هوش نجومی خود را نیز بیازمایید.هر جواب درست 1 امتیاز محسوب می شود. 

1.ما مدرکی محکم داریم مبنی بر اینکه منظومه ی شمسی ما تنها منظومه ی موجود در جهان نیست.ما می دانیم که  ستاره های زیادی وجود دارند که سیاره هایی به دور آنها در حال گردشند.

 2.موجودات زنده ای در حال رشد کردن در آب داغ با حرارت 235 درجه ی فارنهایت یافت شده اند.

3.بعضی از موجودات می توانند بدون هیچ نوع حفاظی سالها در فضا زنده بمانند.

4.ما مدارکی داریم مبنی بر اینکه بعضی از انواع حیات هر چند به صورت ابتدایی در خارج از کره ی زمینوجود دارد.

5.ما در حال حاضر تکنولوژی لازم  برای فرستادن فضا نوردان به منظومه های دیگر  در زمانی کوتاه رادارا هستیم وتنها مشکل موجود این است که چنین ماموریتی بسیار گران تمام می شود.

6.تمامی سیاره های  غول پیکر گازی در منظومه ی شمسی(مشتری.زحل.اورانوس و نپتون)دارای حلقه هاییهستند.

7.در فیلم های جنگ ستارگان  جنگنده های امپراتور TIEبه وسیله ی موتورهای یونی حرکت می کردند..در حالی که این سفینه ها ی فضایی خیالی هستند موتورهای قدرتمند یونی  در عالم واقعیت جزیی از سفینه های امروزی به شمار می روند.

8.هیچ جاذبه ای در اعماق فضا وجود ندارد.

9.قضیه ی اصلی انتقال که در سریال تلویزیونی  استار ترک مشهور شد علمی به نظر می رسد.در واقع دانشمندان در حال حاضر ذرات پایه ی اتم ها را به صورت منفرد و تکی از موقعیتی به موقعیت دیگر انتقال داده اند.

10.تاتوینه,سیاره ی لوک اسکالی والکر در فیلم های جنگ ستارکان 2 ستاره داشت.که ستاره شناسان به چنین منظومه ای , منظومه ی ستاره دو تایی می گویند.دانشمندان در حال حاضر  سیاره هایی را که واقعا می توانند در چنین  منظومه هایی شکل گرفته و وجود داشته باشند  کشف کرده اند.  

پاسخها:1)اثبات شده 2)اثبات شده 3)اثبات شده4)نظریه5)نظریه6)اثبات شده7)اثبات شده 8)نظریه 9)اثبات شده 10)اثبات شده برای توضیحات بیشتر در مورد پاسخ ها به این لینک مراجعه نمایید: 

http://www.space.com/scienceastronomy/fact_fiction_041123.html#answers  منبع 

www.space.com ترجمه و گرداوری:مهرسا گلستانه

نسبيت خاص

این نظریه به بیان این مطلب می پردازد که همه سرعتها نسبی هستند به جز سرعت نور که نسبی نیست و یکسان و مطلق است.حال ببینیم که این جمله ساده چگونه منجر به نتیجه گیری عظیمی می شود که اجازه دهید با مثالی این مسئله را توضیح دهیم .فرض کنید دوماشین الف و ب و یک ناظر ساکن دراختیار داریم . از نظر ناظر ساکن ماشین الف با سرعت 10 کیلومتر بر ثانیه حرکت می کند و ماشین ب با سرعت 9  کیلومتر بر ثانیه در پشت سر آن در حال حرکت است . طبیعتاً از نظر ما که داخل ماشین ب هستیم ماشین الف با سرعت 1 کیلومتر بر ثانیه حرکت می کند . حال  فرض کنیم ما دریک موشکی با سرعت 200000کیلومتر بر ثانیه حرکت می کند هستیم  و در این لحظه پرتو نوری از کنارما با سرعت 300000کیلومتر بر ثانیه  می گذرد . به احتمال قوی فکر خواهیم کرد نور با سرعت 100000کیلومتر بر ثانیه از اما می گذرد . ولی مشاهده خواهیم کرد که نور با همان سرعت 300000 کیلومتر بر ثانیه از او می گذرد ! در این لحظه ما سرعت موشک را زیاد می کنیم تا  از نظر ناظر ساکن سرعت موشک به 299999.9999 برسد در این لحظه باز هم ما خواهیم دید که نور با همان سرعت حرکت 300000 خواهد کرد. در این هنگام ناظر ساکن به موشک توجه میکند متوجه می شود که طول آن نسبت به قبل کاهش یافته و حرکات درون موشک بسیار کند شده است. اگر او بر نحوی بتواند جرم موشک را اندازه بگیرد متوجه میشود که جرم موشک نیز افزایش یافته است .  تابه اینجا به چند نتیجه می رسیم  :1- از نظر شخص ساکن به سرعت نور نزدیک می شویم ولی از آن فراتر نخواهیم رفت  . 2- اگر بازهم سرعت را زیاد کنیم بازهم نور از نظر ما با همان سرعت حرکت می کند به طوریکه به نظر می اید که ما اصلا حرکتی نکردیم!  3- هرچه سرعت به سرعت نور نردیکتر می شود طول  ما نیز کمتر می شود. 4- هرچه سرعتمان زیاد تر شود حرکتمان از نظرساکن کندتر میشود ولی خودمان هیچ احساسی نمیکنیم.5- با افزایش سرعت جرممان نیز افزایش می یابد. 

اما راه حل نسبیت خاص : 1- سرعت نور در خلا بالاترین سرعت در جهان است .2- این سرعت همانطور که گفته شد مطلق و یکسان برای همه ناظران است* .3-  زمان کند می شود یعنی به جای اینکه خودمان و ساعتهایمان در موشک کند شوند خود زمان کند میشود ولی ماهیچ احساسی نمی کنیم چون ما نیز کند شده ایم .یعنی زمان نسبی است که به آن اتساع نسبیتی زمان میگویند یعنی وقتی دو ناظر نسبت به هم در حرکت باشند هرکدام گذر زمان را برای دیگری کندتر می بیند.4- موشک کوچک  میشود چون  فضا هم نسبی است وفاصله بین دو نقطه برای ناظران مختلف متفاوت است که به آن انقباض نسبیتی لورنتزمی گویند. یعنی اگر دو ناظر نسبت به هم در حال حرکت باشند هر یک دیگری را کوتاهتر از قبل می بیند  . 5 -هرچه سرعتمان افزایش بیابد از نظر ناظر بیرون از موشک جرممان نیز افزایش خواهد یافت در حالیکه خودمان متوجه نشدیم یعنی افزایش جرم نیز نسبی است.که به آن افزایش نسبیتی جرم می گویند که یعنی اگر دو ناظر نسبت به هم در حرکت باشند هر کدام جرم دیگری را بیشتر از قبل می بیند  . این جرم اضافی  از رابطه مشهور E=mc2 بدست می آید(  E انرژی، m جرم  ، c سرعت نور است) .یعنی اینکه جرم و انرژی می توانند به هم تبدیل شوند .در نتیجه چون سرعت نور مقدار زیادی است بنابراین مقدار کمی از جرم می تواند به انرژی زیادی تبدیل شود و یا مقدار زیادی انرژی می تواند به مقدار ناچیزی جرم تبدیل شود بنابراین در سرعتهای کم افزایش جرم مشهود نیست .*( البته سرعت نور در خلا یکسان است و در محیط غیر خلا سرعت نور کم می شود.)

مطالعه بیشتر و منابع :شناخت گیتی پروفسور باربارب رایدن ، نشر معینابرفضا میچیو کاکو ، نشر اشرافیهساختار ستارگان و کهکشانها ، پاول هاچ ، انتشارات گیتاشناسینسبیت خاص و عام و کیهانشناسی ، ولفگانگ ریندلر ، مرکز نظر دانشگاهی 

نویسنده و گردآورنده : محمد شیرانی  irannojum@yahoo.com 

نماهای از تايتان و ديونه

کاسينی برای دومين بار از نزديکی تايتان گذشت و تصاويری ديگری از آن تهيه کرد:

 اين تصوير ماده روشنی را درغرب ناحيه Xanadu نشان ميدهد. قبلا کاسينی از اين ناحيه به اين جزئيات تصويری تهيه نکرده بود . اين تصوير در روز ۱۳ دسامبر از ارتفاع 125,900 کيلومتری از تايتان گرفته شده است و هر پيکسل نمايانگر ۷۳۵ متر است .

نوار های جوی تايتان در اين تصوير به خوبی مشخص است .کاسينی اين تصوير را از ارتفاع 124,800  کيلومتری گرفت .(هرپيکسل ۷.۲ کيلومتر)

اين تصويراز ارتفاع 810,000 کيلومتری تايتان در روز ۱۱ دسامبر

گرفته شده و هر پيکسل نمايانگر ۴.۸ کيلومتر است.

روز از بعد  کاسينی به سراغ ديونه قمر ديگر زحل ميرود و برای اولين بار از نزديک از آن ديدار می کند :

نقشه ديونه با استفاده از تصاوير کاسينی

تصويری از قسمتی از ديونه با جزئيات زياد که در آن خطوطی به مانند رود در سطح ناشناخته آن ديده می شود که دانشمندان مشغول تجزيه وتحليل کردن اطلاعات کاسينی در اين مورد هستند . کاسينی اين تصوير را از فاصله  81,000 کيلومتری تهيه کرده است .

منابع : http://saturn.jpl.nasa.gov/home/index.cfm

http://www.universetoday.com/

ترجمه و گردآوری : محمد شيرانی irannojum@yahoo.com

چه زماني سريعتر به دور خورشيد مي‌گرديم؟

هر مساله در فيزيك هر چند ساده ، مي‌تواند پيچيده جاو كند و سوالهاي عجيبي مطرح شود كه همگان را به فكر وا دارد مثل همين سوال: كي ما سريعتر به دور خورشيد مي‌گرديم شب يا روز؟ 

زمين به دور خود مي‌چرخد (حركت وضعي زمين) و اين عامل باعث ايجاد شب و روز مي‌گردد. بخشي از زمين كه رو به خورشيد است روز و بخشي ديگر كه پشت به خورشيد است، شب مي‌باشد. پس هميشه يك طرف زمين روز و طرف ديگر شب است. پس اين سوال به چه معناست؟ ظاهرا بي‌معني است. 

نكته جالب 

نكته در اينجاست كه از ما سوال نمي‌شود كه كي تمام كره زمين سريعتر تغيير مكان مي‌دهد، بلكه سوال مي‌شود كه ما ساكنان كره زمين ، سريعتر در ميان ستارگان حركت مي‌كنيم و اين سوال كاملا با معناست. 

حقيقت چيست؟ 

ما در منظومه شمسي دو نوع حركت داريم: زمين به دور خورشيد مي‌گردد (حركت انتقالي زمين) و در عين حال به دور محور زمين مي‌چرخيم (حركت وضعي زمين). اين دو حركت با هم تركيب مي‌شوند، اما نتيجه‌اي كه بدست مي‌آيد، بسته به اين كه ما در نيمه روز يا نيمه شب زمين باشيم متفاوت خواهد بود.حركت زمين به دور خورشيد از غرب به شرق است. از طرفي زمين هم در همين جهت به دور خود مي‌چرخد (يك كره كه حول يك محور خود مي‌چرخد را در نظر بگيريد وقتي نيمي از كره از غرب به شرق مي‌چرخد، بديهي است كه نيمه ديگر از شرق به غرب مي‌چرخد). 

چون در نيمه شب زمين جهت حركت وضعي از غرب به شرق است پس اين دو سرعت ، يعني سرعت چرخش زمين به دور محورش بر سرعت گردش زمين به دور خورشيد ، افزوده مي‌شود. برعكس در نيمه روز كه زمين از شرق به غرب حركت مي‌كند، اين دو سرعت از هم كم مي‌شوند. بنابراين ما نصف شب سريعتر از ظهر در منظومه شمسي حركت مي‌كنيم. 

چقدر سريعتر 

از آنجا كه نقاط اطراف خط استوا در هر ثانيه در حدود نيم كيلومتر حركت مي‌كنند، تفاوت ميان سرعت ظهر و سرعت شب در حدود يك كيلومتر است. براي تهران كه در مدار 35 درجه قرار دارد، اين تفاوت در حدود 800 متر است، يعني اهالي تهران نصف شب هر ثانيه 800 متر بيشتر از ظهر در منظومه شمسي حركت مي‌كنند!

گوى ايستاده چرخان - تحقيق نظريه نسبيت عام

تحقيق نظريه نسبيت عام توسط پاتريك بارى 

ترجمه: مهدى صارمى فر-مريم افضلى 

كاوشگر گرانش B ماهواره اى است كه به تازگى در مدار قرار گرفته و مامور آزمايش يكى از پيش بينى هاى نسبيت عام است. 

مهندسان معمولاً درباره چيز هايى كه ساخته اند مبالغه نمى كنند، پس بى گمان ماهواره «گاوشگر گرانش B (GP-B) منحصر به فرد است كه دانشمندان براى توصيف آن از لغات «زيبا» و «هنرمندانه» استفاده مى كنند. 

اين ماهواره كه در بيستم آوريل براى تحقيق يكى از پيش بينى هاى نسبيت عام اينشتين به فضا پرتاب شد، دليل واضحى بر نبوغ و كاردانى بشر است. اگرچه نظريه ساخت GP-B از دهه 1950 مطرح بوده اما از لحاظ فنى امكان ساخت آن به تازگى فراهم شده است. «جف كولد زيجزاك» رئيس پروژه در مركز پرواز هاى فضايى «مارشال» ناسا درباره GP-B مى گويد: «اگر علم تجربى يك هنر است پس من هم به GP-B به عنوان يك شاهكار رنسانس نگاه مى كنم.» زيبايى و عظمت طراحى GP-B در اين است كه اين ماهواره بايد در اطراف سياره زمين كه مملو از اجرام گوناگون است به كشفياتى بسيار دقيق بپردازد كه اثر هر كدام از اين اجرام ممكن است در نتيجه آزمايش تاثير داشته باشد. دانشمندان اميدوارند كه به وسيله اين ماهواره خميدگى فضا _ زمان در اطراف زمين را بسنجند و اين عمل آن چنان دقيق بايد انجام شود كه حتى لحظه اى دخالت يك نيروى خارجى ديگر يا يك نقص كوچك و ميلى مترى در داخل ماهواره موجب ايجاد يك خطاى سيستماتيك در نتيجه آزمايش شده و باعث پنهان شدن تاثيرى مى شود كه دانشمندان به دنبال آن هستند. (نظريه نسبيت عام كه در سال 1916 توسط اينشتين تدوين شد، پيش بينى مى كند كه زمين با حركت وضعى به دور خود، فضا _ زمان را به همراه خود مى كشد و يك مارپيچ از فضا _ زمان در اطراف زمين تشكيل مى شود.م) دانشمندان به اين پديده «كشيدگى چارچوب» مى گويند. با توجه به اثبات بسيارى از پيش بينى هاى نظريه نسبيت عام، اكثر فيزيكدانان معتقدند كه چنين وضعيت گردابى در فضا _ زمان حقيقت دارد. اما پيش از اين هيچ آزمايشى براى تاييد اين پيش بينى نظريه انجام نشده بود. 

كاوشگر گرانش B 

ايده آزمايش بسيار ساده است. ژيروسكوپ در حال دوران كه محور دوران در چارچوب ستاره هاى ثابت وضعيت مشخصى را دارد، در مدار زمين قرار مى دهيم و تلاش مى كنيم كه نيرو هاى خارجى بر آن تاثير نداشته باشند. بنابراين محور دوران ژيروسكوپ نبايد تغيير جهت دهد و همواره بايد ثابت باشد. اما اگر فضا _ زمان در اثر جرم و حركت دورانى زمين به صورت يك مارپيچ درآمده باشد، محور دوران بايد تحت تاثير خميدگى فضا _ زمان به آرامى تغيير جهت بدهد و با اندازه گيرى اين تغييرات كوچك مى توان نظريه نسبيت عام را تحقيق كرد. اصول آزمايش ساده است ولى مشكل در نحوه انجام آن است. طبق محاسبات محور ژيروسكوپ بايد 0‎/420 ثانيه قوسى در سال نسبت به چارچوب ثوابت تغيير زاويه بدهد. (هر ثانيه قوسى يك سه هزار و ششصد درجه است.) براى تحقيق اين چرخش بايد دقت اندازه گيرى GP-B كمتر از 0005/0 ثانيه قوسى باشد. 

كولد زيجزاك مى گويد: «اين آزمايش بايد از هر نظر كامل باشد. زيرا 40 سال برنامه ريزى، تحقيق و تلاش دانشمندان و مهندسين دانشگاه استانفورد مركز پرواز هاى، فضايى مارشال و شركت هواپيماسازى لاكهيد مارتين را به همراه دارد. تيم سازنده GP-B توانستند كروى ترين گوى هايى را كه تاكنون بشر ساخته است براى ژيروسكوپ هاى اين ماهواره بسازند. اين گوى ها بايد در مدار زمين در يك محفظه اى كه با پوششى فلزى از نفوذ هرگونه ميدان الكترومغناطيسى جلوگيرى مى كند، قرار بگيرند. حركات چرخشى ماهواره هم اثرات گرانش زمين را خنثى مى كند. بنابراين محور چرخش گوى ها تحت تاثير هيچ نيروى خارجى نيست و تنها خميدگى فضا _ زمان است كه مى تواند روى آن تاثير بگذارد. اين محفظه را محفظه بدون لرزش (drag-free) مى گويند. ساخت چنين محفظه اى بسيار مشكل است. زيرا ميدان مغناطيسى زمين چنان گسترده است كه GP-B را كه 400 كيلومتر بالاى سطح زمين قرار دارد احاطه مى كند. گوى هاى ژيروسكوپ به اندازه يك توپ پينگ پنگ با قطر 5/1 اينچ هستند كه از جنس آلياژ كوارتز و سيليسيم ساخته شده اند. اين گوى ها توخالى هستند و بدنه آنها به حدى نازك است كه اگر گوى ها به اندازه كره زمين بودند ضخامت جدار آنها تنها حدود 10 متر مى شد! اگر اين جدار نازك كاملاً كروى نباشد، محور دوران آن خود به خود دچار تغيير جهت مى شود (در اثر گرانش زمين) و تمام تلاش هاى آزمايشگران از بين مى رود. قرار گرفتن در مدار موجب مى شود كه گوى ها به حالت بى وزنى در محفظه خود شناور شوند اما بدون كنترل ممكن است گوى هاى چرخان چنان منحرف شوند كه به بدنه ماهواره برخورد كنند. ماهواره توسط تاثيرات آيروديناميك كندرو در حالت بى وزنى قرار دارد. در حالى كه گوى هاى شناور در داخل سفينه اين گونه نيستند. براى جلوگيرى از برخورد ژيروسكوپ با بدنه ماهواره تيم GP-B از يك بدنه ماهواره ضدلرزش استفاده كرده اند. در درون ماهواره دستگاه هاى اندازه گيرى فاصله ژيروسكوپ تا بدنه محفظه با دقتى حدود يك نانومتر در حال كنترل آن هستند و موتور هاى ماهواره كوچك ترين تغييرى در اين فاصله را تصحيح مى كنند. در نتيجه در حقيقت گوى هاى ژيروسكوپ در حالى به دور زمين مى چرخند كه درون يك محفظه اى قرار دارند كه هيچ گونه تماسى با آن ندارند اما اين محفظه همواره آنها را از شر هر نيروى خارجى در امان نگه مى دارد. براى جلوگيرى از نفوذ ميدان مغناطيسى زمين كه باعث به هم خوردن محور دوران ژيروسكوپ ها مى شود چه بايد كرد؟ ميدان هاى الكترومغناطيسى در داخل فلزات نفوذ نمى كنند به همين دليل ژيروسكوپ ها در محفظه اى سربى قرار دارند كه پيرامون آن را حدود 400 گالون هليم مايع فراگرفته كه دماى محيط را به حدود 7/1 كلوين (271 _ درجه سانتى گراد) مى رساند. اين امر باعث ايجاد خاصيت ابررسانايى در سرب مى شود و به اين ترتيب از نفوذ هرگونه ميدان الكترومغناطيسى از جمله ميدان مغناطيسى زمين و يا ميدان هاى تابشى خورشيد، به درون محفظه ژيروسكوپ ها، جلوگيرى مى كند، در حقيقت ميدان مغناطيسى در مدارى كه اين ماهواره در آن قرار دارد حدود 003/0 گاوس است (در سطح زمين اين ميزان 5/0 گاوس است) اما اثر همين مقدار كم هم بايد از بين برود تا نتايج كاملاً صحيح باشند. سرماى شديد ناشى از هليم مايع فايده ديگرى هم دارد و آن اين است كه باعث ايجاد خلا با حداقل فشار ممكن در درون محفظه مى شود. بعد از خارج كردن هوا از محفظه آن ميزان از مولكول هاى گاز كه در محيط باقى مى مانند، در اثر سرماى ايجاد شده (7/1 كلوين) عملاً به سختى حركت مى كنند و مشكلى براى چرخش ژيروسكوپ ها به وجود نمى آورند. تجهيزات ايجاد خلأ بالا (High _ Vacum) محفظه قادرند با سرعت 10 هزار دور در دقيقه به مدت هزار سال بدون كاهش حتى 1 درصد در سرعتش بچرخد. نكته مهم بعدى اندازه گيرى محور دوران ژيروسكوپ ها است كه اين عمل بايد بدون كوچك ترين ضربه به آن انجام شود. اين بار نيز از خواص ابررسانا استفاده مى شود. وقتى يك گوى رسانا مى چرخد ميدان مغناطيسى ضعيفى توليد مى كند. به همين دليل گوى ها از لايه نازكى از فلز «نيوبيوم» پوشيده شده است. در دماى محفظه فلز نيوبيوم خاصيت رسانايى دارد و در اثر چرخش ميدانى ايجاد مى شود كه توسط SQUID هاى به كار رفته در بدنه محفظه قابل رديابى هستند. 

SQUID ها وسيله اى براى سنجش ميدان هاى مغناطيسى هستند كه قادرند ميدان مغناطيسى به كوچكى 50 ميلياردم يك ميكروگاوس (1014*5 گاوس) را آشكار كنند. در اثر تغيير هوا چرخش ژيروسكوپ، تغييرات ايجاد شده در ميدان مغناطيسى در همين حدود اند و قابل رديابى توسط SQUID ها هستند. در داخل ماهواره يك تلسكوپ كار گذاشته شده كه به سمت يك ستاره دوردست و تقريباً ثابت (در مدت دو سال ماموريت GP-B به نام IM-Pegasus نشانه گير شده است. اگرچه اين ستاره كاملاً ثابت نيست اما كيهان شناسان تمام حركات آن را كنترل مى كنند. اين ستاره به عنوان يك نقطه مرجع خارجى براى اندازه گيرى انحراف محور ژيروسكوپ ها به كار مى رود. ژيروسكوپ ها محفظه اى سربى ابررسانا SQUID ها، تلسكوپ ها و ساير تجهيزات GP-B كاوشگر گرانش B باعث شده كه فيزيكدانان به اين نتيجه برسند كه اين ماهواره واقعاً شاهكار فرد بشرى است. 

به نقل از سي پي اچ تئوري 

منبع : شرق

تولد تا مرگ ستارگان

ستاره یک توپ عظیم الجثه درخشان در فضاست که مقادیر بسیار زیادی نور و دیگر اشکال انرژی را تولید می کند. خورشید نیز یک ستاره است و نور و گرمای زمین را تامین می نماید. ستارگان در پهنه آسمان مانند نقاطی نورانی در حال چشمک زدن به نظر می آیند. البته به جز خورشید که به دلیل فاصله کم با زمین به شکل یک توپ دیده می شود. 
 
یک خوشه کروی، اجتماعی از ستارگان است که توسط گرانش د رکنار یکدیگر قرار می گیرند. این خوشه کروی یکی از متراکمترین 147 خوشه شناخته شده در کهکشان راه شیری می باشد.
عکس از ناسا
خورشید و اغلب ستارگان دیگر از گاز و ماده ای گاز مانند و بسیار داغ به نام پلاسما تشکیل شده اند. با اینحال برخی از ستارگان نیز که کوتوله های سفید و ستاره های نوترونی نامیده می شوند ترکیبی از بسته های محکم اتمی یا ذرات تشکیل دهنده اتم می باشند. این گونه ستارگان از هر چیزی که در زمین یافت می شود، چگالتر و متراکمترند.
ستاره ها در ابعاد گوناگونی وجود دارند. شعاع خورشید 695.500 کیلومتر است. ستاره شناسان خورشید را جزء ستارگان کوچک می دانند چرا که دیگر انواع ستارگان بسیار از خورشید ما بزرگترند. شعاع گونه ای از ستارگان که به آنها ستارگان ابر غول می گویند، 1000برابر شعاع خورشید است. کوچکترین نوع ستارگان، ستارگان نوترونی هستند که شعاع برخی از آنها تنها 10 کیلومتر است.
در حدود 75 درصد از ستارگان جزء مجموعه های دوتایی هستند. دوتایی یک جفت ستاره است که دو عضو آن دور یکدیگر در چرخشند. خورشید جزء این ستارگان نیست اما نزدیکترین ستاره به خورشید که پروکسیما سنتوری (قنطورس) نام دارد جزء یک مجموعه چند ستاره ایست که آلفا سنتوری A و آلفا سنتوری B شامل آن می شوند. فاصله خورشید تا پروکسیما بیش از 40 تریلیون کیلومتر معادل 2/4 سال نوریست.  
ستاره ها در گروههایی به نام کهکشان گرد هم جمع آمده اند. تلسکوپها تا کنون کهکشانهایی را در فاصله 12 بیلیون تا 16 بیلیون سال نوری نشان داده اند. خورشید در کهکشان راه شیری قرار گرفته است و یکی از 100 بیلیون ستاره ایست که در آن می باشد. در جهان بیش از 100 بیلیون کهکشان وجود دارد و تعداد ستاره های هر کدام به طور متوسط 100 بیلیون می باشد. بنابراین بیش از 10 بیلیون تریلیون ستاره در کائنات وجود دارند. اما اگر ما در شبی با آسمان صاف و به دور از نور شهر به آسمان نگاه کنیم، البته بدون کمک تلسکوپ یا دوربین دو چشمی، تنها 3000 ستاره خواهیم دید.
ستارگان نیز مانند ما انسانها دوره حیات دارند. آنها متولد می شوند، دورانی را سپری می کنند و در نهایت می میرند. خورشید حدود 6/4 بیلیون سال پیش متولد شد و تا بیش از 5 بیلیون سال دیگر عمر خواهد کرد. سپس شروع به بزرگ شدن می کند تا اینکه به یک غول سرخ تبدیل شود. در اواخر عمر خود، لایه های بیرونی خود را از دست می دهد و هسته باقیمانده که کوتوله سفید خوانده می شود، تدریجا نور خود را از دست خواهد داد تا اینکه به یک کوتوله سیاه تبدیل گردد.
ستاره های دیگر به طرق مختلف مراحل عمر خود را سپری خواهند کرد. برخی از آنها مرحله غول سرخ را پشت سر نمی گذارند. به جای آن مستقیما وارد مرحله کوتوله سفید و سپس کوتوله سیاه می شوند. درصد کمی از ستارگان نیز در پایان عمر خود دچار یک انفجار مهیب به نام ابر نواختر می شوند.

ستارگان در شب

اگر شما شبی به آسمان نگاه کنید متوجه خواهید شد که به نظر می رسد درخشش آنها کم و زیاد می شود و اصطلاحا ستاره ها چشمک می زنند. حرکتی بسیار آهسته نیز در ستارگان آسمان دیده می شود. اگر مکان چندین ستاره را در مدت چند ساعت دقیقا بررسی کنید مشاهده خواهید کرد که همه ستارگان به آرامی به دور یک نقطه کوچک در آسمان در گردشند.
چشمک زدن ستارگان و کم و زیاد شدن درخشش آنها به دلیل حرکت جو زمین است. نور ستارگان به صورت پرتوهای مستقیم وارد جو می شوند. حرکت هوا دائما مسیر پرتوهای نور را تغییر می دهد.

 درخشش ستارگان

میزان درخشندگی ستارگانی که نور آنها به ما می رسد به دو عامل بستگی دارد. یک، درخشش واقعی ستاره که در اصل مقدار انرژی نورانیست که از آن متساطع می شود. دو، فاصله ستاره از زمین. یک ستاره نزدیک که کم نور است می تواند بسیار درخشانتر از یک ستاره دور دست اما بسیار درخشان به نظر آید. برای مثال، آلفا سنتوری A بسیار نورانیتر از ستاره ریگل (رجل الجبار) دیده می شود. این در حالیست که آلفا سنتوری A تنها 100.000/1 ریگل انرژی نورانی تولید می کند در عوض فاصله آن از زمین تنها 325/1 فاصله ریگل از زمین است.

طلوع و غروب ستارگان

وقتی از نیمکره شمالی زمین به آسمان نگاه می کنیم، ستارگان به دور نقطه ای که به آن قطب شمال سماوی می گوئیم بر خلاف جهت عقربه های ساعت در چرخشند. چنانچه در نیمکره جنوبی زمین باشیم و با آسمان نظر اندازیم، ستارگان هم جهت با عقربه های ساعت و به دور نقطه ای که به آن قطب جنوب سماوی می گوئیم، حرکت می کنند. در طی روز، خورشید نیز بر فراز آسمان، همجهت و همسرعت با دیگر ستارگان در گردش است. اما واقعیت این است که حرکتهایی که ما شاهد هستیم بر اثر جابجایی واقعی ستارگان روی نمی دهد، بلکه همه آنها به دلیل حرکت غرب به شرق زمین حول محور خود اینچنین به نظر می آیند. برای ناظری که بر روی زمین ایستاده، زمین ثابت و خورشید و دیگر ستارگان در حال حرکت گردشی به نظر می رسند.

اسامی ستارگان

اجداد ما شاهد بودند که ستارگان مشخصی بر اساس الگوهایی شبیه به چیزهایی نظیر پیکر انسان، حیوانات و یا اشیاء شناخته شده، در کنار یکدیگر قرار می گیرند. بعضی از این الگوها، که به آنها صور فلکی می گوئیم، یادآور شخصیتهایی اسطوره ای هستند. برای مثال، صورت فلکی اریون (شکارچی) به یاد یک قهرمان اسطوره ای یونانی نامگذاری شده است.
امروزه ستاره شناسان از این اسامی باستانی برای نامگذاری علمی ستارگان استفاده می کنند. اتحادیه بین المللی نجوم (IAU)، مجری نامگذاری اجرام سماوی، به طور رسمی 88 صورت فلکی را شناسایی کرده است (جدول شماره 1). این صور همه آسمان ما را پوشانده اند. در بیشتر موارد، برای نامگذاری درخشانترین ستاره در هر صورت فلکی از حرف آلفا (نخستین حرف در الفبای یونانی) در قسمتی از نام علمی آن استفاده می شود. برای نمونه، نام علمی ستاره وگا، درخشانترین ستاره در صورت فلکی لیرا، آلفای لیرا است.
حرف بتا به دومین ستاره درخشان در هر صورت فلکی اختصاص دارد و گاما برای سومین ستاره درخشان صور فلکی به کار می رود. به همین شکل در نامگذاری 24 ستاره درخشان در هر صورت فلکی از  24 حرف زبان یونانی (جدول شماره 2) استفاده می شود. با تمام شدن 24 حرف، اعداد به کار گرفته می شوند. 
به دلیل طولانی شدن عدد مربوط به ستارگان کشف شده، IAU از سیستم جدیدی برای نامگذاری ستارگانی که کشف می شوند، استفاده می کند. اغلب اسامی جدید تشکیل شده از حروف اختصاری به همراه گروهی از نشانه ها می باشند. حروف اختصاری، نشانگر نوع ستاره است و اطلاعاتی درباره ستاره بیان می کند. برای مثال، ستاره PSR J1302-6350  یک تپ اختر است، از آنجا که حرف اختصاری PSR در نام آن وجود دارد. اعداد 1302 و 6350 بیانگر موقعیت و مکان این ستاره (بعد و میل آن) در آسمان می باشند. حرف J مبین آن است که مکان ستاره در دستگاه اندازه گیری J2000 اعلام شده است. 

 

مشخصات ستارگان

هر ستاره دارای پنج مشخصه بارز است. 1) درخشندگی، که ستاره شناسان آن را در واحدی به نام قدر می سنجند. 2) رنگ. 3) دمای سطح. 4) اندازه ستاره. 5) جرم. همه این مشخصات به طور پیچیده ای با هم در ارتباطند. رنگ ستاره بیانگر دمای سطح است و درخشندگی آن به دمای سطح و اندازه وابسته است. جرم ستاره مشخص می کند که ستاره ای با اندازه مشخص چقدر می تواند انرژی تولید کند بنابراین بر دمای سطح تاثیر گذار است. برای اینکه این ارتباطات ساده تر قابل فهم باشند، ستاره شناسان از نموداری به نام هرتزپرانگ-راسل (H-R) استفاده می کنند. این نمودار به یاد ستاره شناس دانمارکی هرتزپرانگ (Hertzsprung) و هنری نوریس راسل (Henry Norris Russell) از ایالات متحده که به طور جداگانه کار می کردند و در سال 1910 آن را ابداع کردند، نامگذاری شد. این نمودار همچنین می تواند به ستاره شناسان در فهم و توضیح چرخه زندگی ستارگان کمک کند.

قدر و تابندگی ستاره

قدر ستاره یک سیستم شماره گذاری برای تعیین میزان درخشندگی ستارگان است و توسط ستاره شناس یونانی، هیپارکوس، در سال 125 قبل از میلاد ابداع شد. هیپارکوس گروهی از ستارگان را بر اساس میزان درخشندگی آنها که از زمین به چشم می خورد، شماره گذاری کرد. او شماره 1 را به درخشانترین ستارگان اختصاص داد. شماره 2 از آن ستارگان با درخشندگی کمتر از ستارگان قدر 1 شد. و به همین ترتیب به قدر 6 رسید که آنها کم نورترین ستارگان آسمان بودند.
امروزه ستاره شناسان به درخشش ستارگان که از زمین رویت می شود، قدر ظاهری می گویند. آنها سیستم هیپارکوس را توسعه دادند تا بتوانند درخشندگی واقعی ستارگان، چیزی که قدر مطلق ستاره نامیده می شود، را نیز با آن بیان کنند. بر اساس دلایل فنی، قدر مطلق یک ستاره برابر است با قدر ظاهری آن، برای ناظری که در فاصله 6/32 سال نوری از ستاره قرار دارد.
ستاره شناسان همچنین سیستم اندازه گذاری قدر را برای ستارگان پرنورتر از قدر 1 و ستارگان کم نورتر از قدر 6، توسعه دادند. ستاره ای که از ستارگان قدر 1 پرنورتر است، قدر آن کمتر از 1 می باشد. برای مثال، قدر ظاهری ستاره ریگل (رجل الجبار) 12/0 است. قدر ستارگان بسیار نورانیتر، از صفر نیز کمتر می باشد و شامل اعداد منفی می شود. درخشانترین ستاره آسمان سیریوس (شباهنگ) است و قدر ظاهری آن 46/1- است. قدر مطلق ستاره ریگل 1/8- است. بر اساس شناختی که ستاره شناسان تا کنون از ستارگان به دست آورده اند، هیچ ستاره ای نمی تواند دارای قدر مطلق درخشانتر از 8- باشد. از طرف دیگر، کم نور ترین ستارگانی که تاکنون با تلسکوپ رصد شده اند، قدر ظاهری معادل 28 دارند. بر اساس تئوری قدر مطلق هیچ ستاره ای نمی تواند کمتر از 16 باشد.
تابندگی یک ستاره برابر است با مقدار انرژی که ستاره منتشر می کند. اصطلاحا به این مقدار انتشار، قدرت ستاره می گویند. دانشمندان عموما قدرت ستاره را با واحد وات اندازه گیری می کنند. برای مثال قدرت خورشید 400 تریلیون تریلیون وات است. اما ستاره شناسان قدرت ستاره را با وات نمی سنجند. در عوض آنها میزان تابندگی را بر اساس میزان تابندگی خورشید اندازه گیری می کنند. برای نمونه آنها می گویند که تابندگی آلفای سنتوری (قنطورس) 3/1 برابر تابندگی خورشید و تابندگی ریگل حدودا 150.000 برابر تابندگی خورشید است.
تابندگی به روش ساده ای با قدر مطلق ستاره در ارتباط است. 5 واحد اختلاف در دستگاه قدر مطلق ستاره برابر است با یک فاکتور از 100 در دستگاه تابندگی. بنابراین ستاره ای با قدر مطلق 2، نسبت به ستاره ای باقدر مطلق 7، 100 بار تابناکتر است. ستاره ای با قدر مطلق 3- ، 100 بار از ستاره ای با قدر مطلق 2 و   10.000 بار از ستاره ای با قدر مطلق 7 تابناکتر است.

رنگ و دما

اگر شما با دقت به آسمان نگاه کنید، حتی بدون تلسکوپ یا دوربین دو چشمی، خواهید دید که رنگ ستارگان یا تقریبا قرمز، یا تقریبا زرد و یا تقریبا آبیست. برای مثال، ستاره بیتلجوز (Betelgeuse) در صورت فلکی شکارچی یا جبار، قرمز رنگ به نظر می رسد. ستاره پولوکس (Pollux)، مانند خورشید، زرد رنگ است و ستاره ریگل، تقریبا آبی به نظر می آید.
رنگ یک ستاره به دمای سطحی آن بستگی دارد. ستاره شناسان دمای ستارگان را با واحد اندازه گیری کلوین (kelvin) با علامت اختصاری K می سنجند. واحد کلوین از 15/273- درجه سانتیگراد آغاز می شود. بنابراین دمای صفر کلوین برابر است با  15/273- درجه سانتیگراد و دمای صفر درجه سانتیگراد برابر است با 15/273 کلوین.
دمای سطحی ستارگان قرمز تیره تقریبا 2500K می باشد. دمای سطحی ستارگان قرمز روشن، حدود 3500K است. دمای سطحی خورشید و دیگر ستارگان زرد رنگ در حدود 5500K است. و در آخر دمای سطحی ستارگان آبی رنگ بین 10.000K تا 50.000K می باشد.
گرچه ستارگان با چشم غیر مسلح، تک رنگ به نظر می آیند اما در واقع آنها طیفی از رنگها را منتشر می نمایند. شما می توانید به کمک یک منشور مشاهده کنید که نور خورشید، به عنوان یک ستاره زرد، از رنگهای بسیاری تشکیل شده است. طیف مرئی شامل همه رنگهای رنگین کمان می باشد. این رنگها از قرمز (که توسط ضعیفترین فوتونها ایجاد می شود) تا بنفش (که توسط قویترین فوتونها ایجاد می شود) هستند. 
نور مرئی یکی از شش پرتوی طبقه بندی شده در رده پرتوهای الکترومغناطیس است. این پرتوها از کم انرژی ترین آنها به ترتیب عبارتند از امواج رادیویی (مایکروویو یا موج ریز، پرتوهای رادیویی با فرکانس بالا هستند که در اغلب موارد در گروهی جدا پس از امواج رادیویی مورد مطالعه قرار می گیرند اما در این مقاله آنها در گروه امواج رادیویی نام برده می شوند.م.)، پرتوهای فروسرخ، نور مرئی، پرتوهای فرابنفش، اشعه ایکس ری  و پرتوی گاما. همه این شش گروه از امواج توسط ستارگان منتشر می شوند، البته بعضی از ستارگان همه شش پرتوی مذکور را متساطع نمی نمایند. ترکیبی از همه این شش گروه را طیف الکترومغناطیس می نامند.
 
یک انفجار در ستاره اتا کارینا (صورت فلکی کشتی) که در 150 سال پیش رخ داد سه ابر بزرگ گاز و غبار ایجاد نمود. دو بخش متورم و یک دیسک باریک. ستاره شناسان این ستاره را متغیر آبی درخشان می نامند.
عکس از ناسا

ابعاد 

ستاره شناسان شعاع ستارگان را بر اساس شعاع خورشید می سنجند. آلفا سنتوری A شعاعی معادل 05/1 برابر شعاع خورشید دارد و تقریبا با آن هم اندازه است. شعاع ستاره ریگل بیش از 78 برابر شعاع خورشید است و شعاع ستاره آنتارس 776 برابر شعاع خورشید می باشد.
ابعاد و دمای سطح ستاره، درخشندگی آن را معین می کند. دو ستاره را در نظر بگیرید که دمای سطح یکسان دارند اما شعاع ستاره اول دو برابر شعاع ستاره دوم است. در این شرایط، ستاره اول چهار برابر ستاره دوم درخشش دارد. بر اساس گفته دانشمندان، درخشش ستاره متناسب با مربع شعاع آن است. اگر بخواهید درخشش دو ستاره با دمای سطح یکسان را مقایسه کنید، نخست، باید شعاع ستاره بزرگتر را تقسیم بر شعاع ستاره کوچکتر نمائید و سپس مربع عدد حاصل را به دست آورید (حاصل تقسیم به توان 2). 
حال دو ستاره را با شعاع برابر ولی دمای سطح (بر حسب کلوین) متفاوت تجسم کنید. اگر ستاره اول دو برابر ستاره دوم گرم باشد، درخشش آن 16 برابر ستاره دوم خواهد بود. درخشش ستاره متناسب با دمای آن به توان 4 است. اگر بخواهید درخشش دو ستاره با ابعاد برابر را که دمای مختلف دارند مقایسه کنید، دمای ستاره گرمتر را بر دمای ستاره سردتر تقسیم کرده و حاصل این تقسیم را به توان 4 برسانید.

جرم

ستاره شناسان جرم ستارگان را نیز بر اساس جرم خورشید اندازه گیری می کنند. برای مثال آلفا سنتوری A جرمی معادل 08/1 جرم خورشید دارد، جرم ریگل 5/3 برابر جرم خورشید است. جرم خورشید معادل دو میلیون میلیون میلیون میلیون میلیون کیلوگرم یعنی 2 به همراه سی عدد صفر است. ستارگان با جرم برابر، لزوما دارای ابعاد برابر نیستند. در واقع چگالی ستارگان نسبت به هم متفاوت است. برای نمونه، میانگین چگالی خورشید 1400 کیلوگرم در هر متر مکعب است، یعنی تقریبا 140 درصد چگالی آب. شباهنگ B جرمی حدودا معادل جرم خورشید دارد اما چگالی آن 90.000 برابر چگالی خورشید است.

طبقه بندی درخشندگی

نقاطی که در بالای نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان نورانی و نقاط پائین نمودار نشانگر ستارگان کم نور می باشند. در سال 1930 ستاره شناس آمریکایی ویلیام مورگان (William W. Morgan) و فیلیپ کینان (Philip C. Keenan) چیزی را بداع کردند که سیستم طبقه بندی درخشش MK نام گرفت. ستاره شناسان در سال 1978 این سیستم را اصلاح کرده و گسترش دادند. در این سیستم، اعداد کوچک به بزرگترین و درخشان ترین رده ها  اطلاق می گردد. رده های MK عبارتند از: la ، ابرغولهای درخشان؛ lb ، ابر غولها؛ ll ، غولهای درخشان؛ lll، غولها؛ lV، غولهای کوچک و V، ستارگان رشته اصلی یا کوتوله ها.

رده های طیفی

نقاطی که در سمت چپ نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان داغ و برعکس نقاط سمت راست نمودار نشانگر ستارگان سرد می باشند. در سیستم MK هشت رده طیفی وجود دارد که هر کدام بیانگر میزان مشخصی از دمای سطحی ستاره می باشند. این طبقه بندی از داغترین به سردترین ستارگان به ترتیب عبارتند از: L, M, K, G, F, A, B, O. هر رده طیفی به نوبه خود از ده نوع طیفی تشکیل می شود که این ده نوع با اعداد مشخص می گردند. شماره مربوط به داغترین ستاره در هر رده عدد صفر و شماره سردترین ستاره عدد نه است.
بنابر آنچه گفته شد علائم سیستم MK ترکیبی از حروف برای بیان درخشندگی و اعداد برای بیان طیف هر ستاره می باشد. برای مثال نام خورشید در این سیستم G2V است. نام آلفا سنتوری نیز G2V می باشد و نام ستاره ریگل B8la است.

گدازش ستارگان

انرژی مهیب ستارگان در فرایندی به نام گدازش هسته ای ایجاد می شود. این فرایند زمانی آغاز می شود که دمای هسته ستاره در حال شکل گیری به 1 میلیون K برسد. یک ستاره از دل یک ابر بسیار بزرگ که به آرامی در چرخش است و تقریبا به طور کامل از عناصر شیمیایی هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است، به دنیا می آید. این ابر همچنین ممکن است حاوی اتمهای دیگر عناصر و غباری از ذرات میکروسکوپی باشد.
به اقتضای نیروی گرانش، این ابر شروع به منقبض شدن می کند و در نتیجه کوچکتر می شود. با جمع شدن ابر، سرعت چرخش آن بیشتر می شود درست همانطور که سرعت یک اسکیت باز که بر روی یخ به دور خود در حال چرخیدن است، با جمع کردن بازوانش بیشتر و برعکس با باز کردن بازوان کمتر می شود. لایه های خارجی ابر یک دیسک چرخان را ایجاد می کنند. لایه های داخلی به شکل یک توده کروی که همچنان در حال انقباض است تبدیل می شوند.
ماده در حال انقباض گرمتر می شود و فشار آن نیز بیشتر می گردد. این فشار تمایل زیادی به خنثی کردن نیروی گرانشی که عامل انقباض است، دارد. در نهایت، سرعت انقباض بسیار کاهش پیدا می کند. در قسمت داخلی توده در این هنگام جنین ستاره یا پیش ستاره به وجود می آید. پیش ستاره یک جرم توپی است که نه دیگر ابر است و نه هنوز ستاره شده است. پیرامون پیش ستاره پوسته ای از گاز و غبار است که لایه های بیرونی توده نخستین می باشند.

ترکیب هسته ای

هنگامیکه دمای مرکز پیش ستاره به اندازه کافی زیاد شد، گدازش هسته ای آغاز می شود. گدازش هسته ای ترکیب دو هسته اتمی و تشکیل یک هسته بزرگتر است.
یک اتم کامل دارای پوسته ای خارجی متشکل از یک یا چند ذره به نام الکترون است که بار الکتریکی منفی حمل می کند. در درون و مرکز اتم، هسته آن وجود دارد که تقریبا همه جرم اتم را شامل می شود. ساده ترین هسته که رایجترین شکل عنصر هیدروژن در عالم می باشد، متشکل از یک ذره به نام پروتون است. پروتون بار مثبت الکتریکی حمل می کند. همه هسته های دیگر دارای یک یا چند پروتون و یک یا چند نوترونند. نوترون هیچ بار الکتریکی حمل نمی نماید و یک ذره خنثی است در نتیجه هسته همه اتمها، بار مثبت الکتریکی دارند. البته همه اتمها به تعداد پروتونهای موجود در هسته دارای الکترون می باشند در نتیجه یک اتم کامل، خنثی است.  
در هر صورت، تحت دما و فشار بسیار بسیار شدید مرکز پیش ستاره، اتمها الکترونهای خود را از دست می دهند. به اتمهای الکترون از دست داده، یون می گویند و به ترکیبی از الکترونهای آزاد و یونها، پلاسما می گویند.
گفتیم که در درون پیش ستاره، اتمها همه الکترونهای خود را از دست می دهند و هسته های لخت با سرعت بسیار زیادی به یکدیگر می رسند. در شرایط عادی، موادی که دارای بار الکتریکی یکسانند، یکدیگر را دفع می کنند با اینحال اگر دما و فشار در درون پیش ستاره به اندازه کافی زیاد شود، می تواند بر قدرت دفع هسته ها فائق آمده و آنگاه گدازش صورت می گیرد. دانشمندان معمولا از اصطلاح "سوختن" به جای "گدازش" استفاده می کنند اما باید توجه داشت که گدازش هسته ای، چیزی کاملا  متفاوت با اشتعال در معنای عام آن است.

تبدیل جرم به انرژی

وقتی دو هسته اتمی با هم ترکیب شوند، مقدار کمی از جرم آنها به انرژی تبدیل می شود؛ بنابراین جرم هسته جدید، از حاصلجمع جرم دو هسته ای که با هم ترکیب شدند کمتر است. آلبرت اینشتین رابطه جرم و انرژی را کشف کرده و آن را در قالب معادله E=mc2 بیان کرد. این معادله بیانگر مقدار انرژی آزاد شده از ترکیب ذرات است. E به معنای انرژی، m به معنای مقدار جرم  و c سرعت نور است. 
سرعت نور برابر است با 299.792 کیلومتر در ثانیه. این مقدار واقعا عدد بزرگی است و چنانچه آنرا در معادله بگذاریم متوجه می شویم که با گداختن جرم بسیار کمی از ماده، می توان انرژی مهیبی به دست آورد. برای مثال با سوخت هسته ای کامل 1 گرم ماده، 90 تریلیون ژول انرژی به دست می آید. این مقدار انرژی تقریبا برابر است با انرژی آزاد شده در انفجار 20.000 تن TNT. انرژی بمب هسته ای آمریکا که در سال 1945، در جریان جنگ جهانی دوم ، به هیروشیمای ژاپن  اصابت کرد معادل انفجار 12.000 تن TNT بود.

نابودی هسته های سبک

در مرکز پیش ستاره، هنگامیکه دما به 1 میلیون K می رسد، گدازش هسته آغاز می شود. شروع این گدازش باعث تغییر و از میان رفتن هسته های سبک می شود. از جمله هسته لیتیوم 7، که شامل سه پروتون و چهار نوترون است. در فرایندی که این هسته شرکت دارد، یک هسته هیدروژن با آن ترکیب شده و هسته لیتیوم 7 را به دو قسمت تقسیم می کند. هر قسمت شامل یک هسته هلیوم 4 (دو پروتون و دو نوترون) است. به هسته هلیوم 4، ذره آلفا نیز گفته می شود.

گدازش هیدروژن

پس از نابودی هسته های سبک، پیش ستاره همچنان به انقباض خود ادامه می دهد. در نهایت، دمای هسته به حدود 10 میلیون K می رسد و در این هنگام سوختن هیدروژن آغاز می شود. با شروع گدازش هیدروژن، پیش ستاره به یک ستاره تبدیل می گردد.
در گدازش هیدروژن، چهار هسته هیدروژن با هم ترکیب شده و یک هسته هلیوم 4 را به وجود می آورند. دو شکل کلی برای انجام این عمل وجود دارد. 1) واکنش پروتون-پروتون (P-P). 2) چرخه کربن-نیتروژن-اکسیژن (CNO). 
واکنش P-P می تواند به چندین روش شامل چهار مرحله زیر رخ دهد:
1- ترکیب دو پروتون. در این مرحله دو پروتون با هم برخورد می کنند و سپس یکی از پروتونها با آزاد کردن پوزیترون بار مثبت خود را از دست می دهد.  این پروتون علاوه بر پوزیترون یک ذره خنثی به نام نوترینو نیز آزاد می نماید.
پوزیترون ضد ماده الکترون است. جرم آن دقیقا برابر با جرم الکترون می باشد اما بر خلاف الکترون دارای بار مثبت است. با آزاد شدن پوزیترون، پروتون به نوترون تبدیل می شود. در نتیجه هسته جدید حاوی یک پروتون و یک نوترون است. نام این ترکیب دوترون می باشد.
2- پوزیترون آزاد شده ممکن است با یک الکترون برخورد کند. با برخورد ماده و ضد ماده، هر دوی آنها از بین می روند و تنها چیزی که باقی می ماند دو پرتوی گاما است. 
3- دوترون حاصل شده با یک پروتون دیگر تبدیل می شود و هسته هلیوم 3 شکل می گیرد. بر اثر این ترکیب نیز پرتوی گاما ایجاد می شود. 
4- هسته هلیوم 3 با هسته هلیوم 3 دیگری ترکیب شده و علاوه بر تشکیل یک هسته هلیوم 4 دو پروتون نیز آزاد می شوند. 
در چرخه CNO هسته کربن 12 شرکت دارد. این هسته شامل 6 پروتون و 6 نوترون است. در حین چرخه، این هسته به نیتروژن 15 (7 پروتون و 8 نوترون)  و اکسیژن 15 (8 پروتون و 7 نوترون) تبدیل می شود. و در آخر چرخه این دو هسته بار دیگر به هسته کربن 12 تبدیل می گردند.

گدازش دیگر عناصر

هلیوم 4 می تواند در فرایند گدازش به کربن 12 تبدیل شود، البته به این منظور دمای مرکز باید تا حدود 100 میلیون K افزایش پیدا کرده باشد. این دمای بالا ضروریست چرا که هسته هلیوم  به انرژی زیادی برای فائق آمدن بر انرژی دافعه ذرات همبار نیازمند است. هسته هلیوم دارای دو پروتون است بنابراین میزان انرژی دافعه در آن چهار برابر انرژی دافعه بین دو پروتون است.
سوخت هلیوم به سوخت سه-آلفا مشهور است چراکه این هسته با سه ذره آلفا  ترکیب می شود و یک هسته کربن را ایجاد می نماید. سوخت هلیوم همچنین هسته اکسیژن 16 (8 پروتون و 8 نوترون) و نئون 20 (10 پروتون و 10 نوترون) تولید می کند.
در دمای مرکزی حدودا 600 میلیون K، کربن 12 می تواند سودیوم 23 (11 پروتون و 12 نوترون)، منیزیوم 24 (12 پروتون . 12 نوترون) و تعداد بیشتری نئون 20 تولید نماید. البته ستارگان زیادی نمی توانند به این دمای مرکزی برسند.
با تولید شدن عناصر سنگین و سنگینتر در روند گدازش هسته ای، دمای لازم برای فعل و انفعالات بیشتر، افزایش می یابد. در دمایی معادل 1 بیلیون K، اکسیژن 16 می توان سیلیکون 28 (14 پروتون و 14 نوترون)، فسفر 31 (15 پروتون و 16 نوترون) و سولفور 32 (16 پروتون و 16 نوترون) تولید نماید.
گدازش می تواند تا زمانیکه جرم هسته جدید از حاصلجمع جرم دو هسته ترکیب شده با هم کمتر است، انرژی تولید نماید. این روند تولید انرژی ادامه دارد تا زمانیکه هسته آهن 56 (26 پروتون و 30 نوترون) شروع به ترکیب شدن با هسته های دیگر می نماید. وقتی این اتفاق روی می دهد جرم هسته جدید از جرم دو هسته ترکیب شده اندکی بیشتر است. بنابراین این فرایند به جای تولید انرژی، مصرف انرژی دارد.

تکامل ستارگان

چرخه زندگی ستارگان سه الگوی کلی را دنبال می کند که به جرم آنها وابستگی دارد. 1) ستارگان پر جرم، که جرمشان از 8 برابر جرم خورشید بیشتر است. 2) ستارگان با جرم متوسط، که جرمشان از 5/0 تا 8 برابر جرم خورشید است. خود خورشید نیز در این دسته از ستارگان جای دارد.3) ستارگان با جرم کم، که جرمشان بین 1/0تا 5/0 جرم خورشید می باشد. اجرامی که جرم آنها از 1/0 جرم خورشید کمتر است هرگز به دمای مرکزی لازم برای شروع سوخت هیدروژن نمی رسند. 
چرخه زندگی ستارگان منفرد از چرخه زندگی ستارگان دوتایی آسانتر است بنابراین نخست با چرخه زندگی ستارگان منفرد آغاز می کنیم. ضمنا از آنجائیکه اطلاعات ستاره شناسان درباره خورشید از هر ستاره دیگری بیشتر است لذا بحث چرخه ستارگان، از ستارگان با جرم متوسط آغاز می شود.

ستارگان با جرم متوسط

ابری که در نهایت یک ستاره با جرم متوسط را تولید می کند، حدودا 100.000 سال به انقباض ادامه می دهد تا اینکه پیش ستاره را به وجود آورد. دمای سطح چنین پیش ستاره ای حدود 4000K می باشد. درخشش آن ممکن است تنها چند برابر خورشید و یا چند هزار برابر خورشید باشد. این بستگی به جرم دارد.
ستاره تا میلیونها سال به انقباض خود ادامه می دهد. این انقباض ادامه خواهد داشت تا زمانیکه نیروی انرژیهای تولید شده در مرکز ستاره با نیروی گرانشی که باعث انقباض آن می گردد، به تعادل برسد. در این زمان، گدازش هیدروژنی در مرکز ستاره، همه انرژی آن را تولید می کند و ستاره وارد طولانی ترین دوره عمر خود که به آن رشته اصلی می گوییم، می شود. 
هر ستاره ای، صرفنظر از جرم آن، که همه انرژی خود را از طریق گدازش هیدروژن در مرکز خود ایجاد کند، یک ستاره در رشته اصلی به حساب می آید. 
مدت زمانیکه ستاره در این مرحله باقی می ماند به جرم آن بستگی دارد. ستارگان با جرم بیشتر، هیدروژن خود را با سرعت بیشتری می سوزانند در نتیجه زمان کمتری در این مرحله باقی می مانند. یک ستاره با جرم متوسط می تواند بیلیونها سال در این رشته باشد.

مرحله غول سرخ

وقتی همه هیدروژن موجود در هسته یک ستاره با جرم متوسط به هلیوم تبدیل شد، ستاره به سرعت دستخوش تغییر می شود. به دلیل اینکه دیگر انرژی ناشی از گدازش در هسته ستاره تولید نمی شود، گرانش بار دیگر دست به کار شده و منجر به انقباض شدید ستاره می گردد. به دلیل این انقباض سریع، دما به شدت در مرکز و مناطق اطراف آن بالا می رود. با بالا رفتن دما، هیدروژن موجود در پوسته اطراف مرکز شروع به سوختن می کند. انرژی حاصل شده از این گدازش حتی از انرژی که قبلا در مرکز تولید می شد نیز بیشتر است. این انرژی مازاد، لایه های بیرونی ستاره را به شدت به بیرون هل می دهد در نتیجه ستاره تا حد بسیار زیادی بزرگ می شود. 
با بزرگ شدن اندازه ستاره، لایه های بیرونی آن سرد می شوند، در نتیجه رنگ ستاره سرخ می گردد. از طرفی با بزرگتر شدن سطح ستاره، درخشش آن نیز بیشتر می شود. در این مرحله ستاره به یک غول سرخ تبدیل شده است.

مرحله شاخه افقی

در نهایت، دمای مرکز تا حد 100 میلیون K می رسد یعنی دمای لازم برای آغاز فرایند سه – آلفا.  
با ادامه این فرایند، هسته ستاره بزرگتر می شود اما دمای آن کاهش می یابد. با کاهش این دما، از دمای لازم برای سوخت هیدروژن موجود در پوسته اطراف هسته نیز کاسته می شود. به دنبال آن، انرژی منتشر شده از این لایه نیز کم می شود و لایه های خارجی ستاره شروع به انقباض می نمایند. ستاره داغتر، کوچکتر و کم نورتر از زمانی می شود که یک غول سرخ بود. این تغییرات در یک دوره زمانی حدودا 100 میلیون ساله رخ می دهند. 
در پایان این دوره، ستاره در مرحله شاخه افقی قرار می گیرد. این مرحله به دلیل خط نمایشگر وضعیت ستاره در نمودار H-R شاخه افقی نامیده می شود. ستاره به طور مداوم و پایدار هلیوم و هیدروژن می سوزاند بنابراین تغییر شایان ذکری در دما، ابعاد و درخشش آن روی نمی دهد. این مرحله تقریبا تا 10 میلیون سال به طول می انجامد.

مرحله غول جانبی

هنگامیکه سوخت هلیوم موجود در هسته به اتمام رسید، هسته منقبض و در نتیجه داغتر می شود. فرایند سه –آلفا اینبار در پوسته اطراف هسته آغاز می گردد و گدازش هیدروژن در لایه های بعدی آن صورت می گیرد. با افزایش آهنگ تولید انرژی در پوسته ها، لایه های بیرونی ستاره منبسط  می شوند. ستاره بار دیگر به یک غول تبدیل می گردد اما اینبار آبی تر و درخشانتر از بار پیش.
هسته یک غول جانبی بسیار داغ و نیروی گرانش بر لایه های خارجی ضعیف می باشد. در نتیجه لایه های بیرونی در قالب باد ستاره ای از ستاره جدا می شوند. با جدا شدن هر لایه از ستاره، نوبت به لایه داغتری می رسد. در نتیجه باد ستاره ای مرتب قویتر می شود. جریانات جدیدتر و سریعتر بادهای برخاسته از سطح ستاره، با بادهای قبلی که هنوز در فضای اطراف ستاره پرسه می زنند، برخورد می کنند. در نتیجه این برخورد، یک پوسته متراکم گاز به وجود می آید که برخی از آنها با سرد شدن به غبار تبدیل می شوند.

مرحله کوتوله سفید

ظرف چند هزار سال، غول جانبی بخار می شود. و گدازش در هسته متوقف می گردد. هسته مرکزی باعث روشن شدن پوسته های گازی اطراف خود می شود. با تلسکوپهای اولیه و بدوی که ستاره شناسان در سالهای 1800 برای رصد استفاده می کردند، این پوسته ها شبیه به سیارات به نظر می رسیدند به همین دلیل آنها این پوسته ها را ابر سیاره ای نامیدند. هنوز هم ستاره شناسان از همین عنوان قدیمی استفاده می کنند. 
 
یک ابر سیاره ای با بافت ظاهری غیر معمول که دلیل بروز آن نامشخص است. این عکس توسط تلسکوپ هابل تهیه شده است.
عکس از ناسا
پس از محو شدن ابر سیاره ای، هسته باقیمانده به نام کوتوله سفید شناخته می شود. این نوع از ستارگان بیشتر حاوی کربن و اکسیژنند و دمای اولیه آنها حدود 100.000 K می باشد.

مرحله کوتوله سیاه

از آنجائیکه کوتوله های سفید سوختی برای گدازش ندارند، با گذشت بیلیونها سال پیوسته سردتر می شوند و در نهایت به یک کوتوله سیاه، جرمی بسیار کدر، تبدیل می گردند. کوتوله سیاه نماد پایان چرخه زندگی یک ستاره با جرم متوسط است.
ستارگان با جرم زیاد، آنهاییکه جرمی بیش از 8 برابر جرم خورشید دارند، به سرعت شکل می گیرند و زندگی کوتاهی دارند. یک ستاره پر جرم ظرف 10.000 سال تا 100.000 سال از دل یک پیش ستاره شکل می گیرد.
این نوع ستارگان در رشته اصلی بسیار داغ و آبی رنگند. آنها 1000 تا 1 میلیون بار درخشانتر از خورشید می باشند و شعاع آنها تقریبا 10 برابر شعاع خورشید است. تعداد ستارگان پرجرم نسبت به ستارگان با جرم متوسط و ستارگان کم جرم کمتر است. با اینحال به خاطر درخشندگیشان از فواصل بسیار دور نیز قابل رصدند و به همین خاطر تعداد زیادی از آنها شناخته شده اند.
ستارگام با جرم زیاد، بادهای ستاره ای بسیار قوی دارند. یک ستاره با جرم 30 برابر خورشید می تواند 24 برابر جرم خورشید را پیش از آنکه از رشته اصلی خارج شود، به شکل باد منتشر نماید.
وقتی یک ستاره سنگین رشته اصلی را ترک می کند، سوخت هیدروژن در لایه های بیرون هسته آغاز می شود. در نتیجه شعاع این ستاره 100 برابر شعاع خورشید می شود. با اینحال از درخشش آن اندکی کاسته می شود. به دلیل اینکه در این مرحله ستاره تقریبا همان مقدار انرژی قبلی را از سطح بزرگتری منتشر می کند، دمای سطح آن کاهش می یابد. در نتیجه گرایش به سرخ ستاره بیشتر می شود. 
با بزرگ شدن ستاره، دمای مرکز آن به 100 میلیون K یعنی دمای لازم برای آغاز فرایند سه-آلفا می رسد. پس از تقریبا 1 میلیون سال، سوخت هلیوم در مرکز به اتمام رسیده و نوبت به هلیوم موجود در لایه های بیرون هسته و هیدروژن موجود در لایه های بعد از آن می رسد. ستاره سنگین ما تبدیل به یک ابرغول سرخ درخشان می شود.
هنگامیکه انقباض هسته دمای آنرا به حد کافی افزایش می دهد، با سوختن کربن، نئون، سدیوم و منیزیوم تولید می شود. این مرحله تنها برای 10.000 سال ادامه می یابد. پس از آن فرایندهایی متوالی در هسته رخ می دهد. هر فرایند عناصر مختلفی را در بر می گیرد و مدت زمان کوتاهتری به طول می انجامد. وقتی عنصر جدیدی شروع به سوخت می کند، عنصر قبلی سوختن خود را در لایه های بالاتر سر می گیرد. نئون ترکیب شده و اکسیژن و منیزیوم تولید می کند. این فرایند حدودا 12 سال طول می کشد. سپس با سوختن اکسیژن، سیلیکون و سولفور تولید می شود. این فرایند حدودا 4 سال طول می کشد. در آخر با سوختن سیلیکون ، آهن تولید می شود. این فرایند تنها حدود 1  هفته دوام دارد.

ابر نواختر

در این هنگام، شعاع هسته آهنی حدود 3000 کیلومتر است. همانگونه که گفتیم سوخت آهن به جای تولید انرژی، انرژی مصرف می کند. در نتیجه ستاره به پایان کار خود رسیده است. چون دیگر نمی تواند برای حفظ تعادل گرانش، انرژی تولید کند. 
وقتی جرم هسته آهنی به 4/1 برابر جرم خورشید برسد، اتفاقی مهیب رخ می دهد. نیروی گرانش، هسته را متلاشی می کند. در نتیجه دمای هسته تا نزدیک 10 بیلیون K می رسد!. در این دما، هسته آهن شکسته شده و به هسته های سبکتر و در آخر به پروتون و نوترون تبدیل می شود. با ادامه فشار، پروتونها با الکترونها ترکیب می شوند و نوترون و نوترینو تولید می کنند. نوترینوها 99 درصد از انرژی ایجاد شده از انفجار هسته را در خود حمل می کنند.
حالا هسته، یک توپ فشرده شده حاوی نوترون است. وقتی شعاع توپ به 10 کیلومتر برسد حالت ارتجاعی پیدا می کند درست مانند یک توپ پلاستیکی که آنرا فشرده و بعد رها کنیم.
همه این اتفاقها از فشرده شدن هسته تا ارتجاع توپ نوترونی تنها در مدت یک ثانیه روی می دهند. البته هنوز ماجرا ادامه دارد. ارتجاع توپ نوترونی یک موج کره ای شکل به بیرون از ستاره ارسال می کند. بیشتر انرژی حاصل از این موج صرف شروع گدازش و تشکیل عناصر جدید می شود. با رسیدن موج به سطح ستاره، دما تا 200.000K افزایش می یابد. در نتیجه ستاره منفجر شده و موادی را در فضا با سرعت 15.000 تا 40.000 کیلومتر در ثانیه رها می کند. نام این انفجار مهیب ابر نواختر نوع دو است.
ابر نواخترها فضا را آکنده از گاز و غباری می کنند که ستارگان دیگر از دل آن پا به عرصه گیتی می نهند. این غنی سازی فضا، از نخستین ابر نواختر در بیلیونها سال پیش تا به اکنون ادامه دارد. ابر نواخترهای ستارگان نسل اول، عرصه را برای ستارگان نسلهای بعد مهیا کرده اند.
احتمالا ستارگان دارای سه نسلند. ستاره شناسان تا کنون جرمی پیدا نکرده اند که متعلق به قدیمی ترین نسل ستارگان یعنی جمعیت سه ستارگان باشد. اما اعضای دو نسل جدیدتر را یافته اند. ستارگان جمعیت دو که دومین نسل از ستارگانند حاوی مقدار نسبتا کمی از عناصر سنگینند. ستارگان سنگینتر این نسل، به سرعت از بین رفته اند بنابراین هسته های بیشتری از عناصر سنگین وارد فضا شده اند. به همین علت جمعیت یک ستارگان که جدیدترین نسل می باشند، حاوی مقادیر بیشتری از عناصر سنگین هستند. البته مقدار عناصر سنگین در این نسل همچنان نسبت به هیدروژن و هلیوم موجود، بسیار ناچیز است. برای مثال، مقدار عناصر غیر از هلیوم و هیدروژن در خورشید که جزء ستارگان جمعیت یک می باشد، تنها 1 تا 2 درصد است.

ستارگان نوترونی

پس از اینکه یک انفجار ابر نواختر نوع دو رخ داد، قسمتی از هسته ستاره ای باقی می ماند. اگر جرم هسته باقیمانده کمتر از سه برابر جرم خورشید باشد تبدیل به یک ستاره نوترونی می شود. این ستاره حداقل جرمی معادل 4/1 جرم خورشید را در کره ای که شعاع آن حدودا 10 تا 15 کیلومتر است نگاه می دارد.
دمای اولیه ستارگان نوترونی 10 میلیون K است اما به دلیل کوچک بودن تشخیص آنها بسیار دشوار است. با اینحال ستاره شناسان پالسهای رادیویی این ستارگان را تشخیص می دهند. گاهی از این ستاره ها 1000 پالس در ثانیه دریافت می شود.
یک ستاره نوترونی معمولا دو موج متوالی رادیویی منتشر می کند. این دو موج در دو مسیر مختلف از ستاره دور می شوند. با چرخش ستاره امواج در فضا مانند نورافکن پخش می شوند. اگر یکی از از این موجها به صورت متناوب به زمین برسد، تلسکوپهای رادیویی یک سری پالس را تشخیص می دهند. این تلسکوپها به ازای هر دور گردش ستاره یک پالس دریافت می کنند. ستاره ای که به این روش شناسایی می گردد، تپ اختر نامیده می شود.

سیاهچاله ها

اگر هسته باقیمانده از یک ابر نواختر جرمی بیش از 3 برابر جرم خورشید داشته باشد، هیچ نیروی شناخته شده ای نمی تواند در مقابل گرانش آن مقاومت کند. هسته آنقدر فشرده می شود که یک سیاهچاله به وجود می آید. منطقه ای در فضا با چنان گرانشی که هیچ چیز نمی تواند از نیروی آن بگریزد. سیاهچاله ها نامرئیند زیرا حتی نور نیز به دام آنها می افتد. همه مواد یک سیاهچاله در نقطه ای در مرکز آن جمع می شود. این نقطه تکینگی نام دارد و اندازه آن از ابعاد هسته یک اتم نیز کوچکتر است.
ستارگانی که جرم آنها کم است یعنی از 1/0 تا 5/0 برابر جرم خورشید، دمای سطحی معادل تقریبا 4000K دارند. درخشش آنها کمتر از 2 درصد خورشید است. این ستارگان هیدروژن درون خود را به آهستگی می سوزانند. آنها می توانند برای مدت 100 بیلیون تا 1 تریلیون سال در رشته اصلی باقی بمانند. این مدت حتی از عمر جهان که بین 10 تا 20 بیلیون سال تخمین زده می شود نیز بیشتر است، بنابراین هیچ ستاره ای در این گروه تا بحال نمرده است. ستاره شناسان تابحال ندیده اند که ستاره ای از این گروه عنصری به غیر از هیدروژن را در گدازش به کار گیرد. بنابراین اگر هم یکی از اعضای این گروه بمیرد، وارد مرحله غول سرخ نخواهد شد. در عوض آنها به طور تدریجی سرد می شوند تا اینکه به یک کوتوله سفید و سپس سیاه تبدیل گردند.
ستارگان دوتایی از دو پیش ستاره که بسیار نزدیک یکدیگرند، تشکیل می شوند. بیش از 50 درصد از ستارگانی که با چشم غیر مسلح، منفرد دیده می شوند در واقع دوتایی هستند.
یک ستاره در یک سیستم دوتایی چنانچه به اندازه کافی به جفت خود نزدیک باشد، می تواند بر زندگی آن تاثیر گذار باشد. بین این دو ستاره منطقه ای وجود دارد که به یاد ریاضیدان فرانسوی، جوزف لوییز لاگرنج (Joseph Louis Lagrange)، نقطه لاگرنج نامیده می شود. در این منقطه نیروهای گرانشی دقیقا برابرند. اگر یکی از دو ستاره بزرگ شود و لایه های آن از این نقطه بگذرد، ستاره دیگر شروع به کشیدن آن لایه ها به سطح خود می کند.
 
انتقال جرم در سیستم های دوتایی رخ می دهد. در تصویر بالا مواد از ستاره ای خورشید مانند به دیسک پییرامون یک کوتوله سفید و سپس به سطح آن کشیده می شود.
تصویراز انستیتوی دانش تلسکوپ فضایی
این فرایند که انتقال جرم نام دارد به چندین روش صورت می گیرد. اگر انتقال جرم از یک غول سرخ به ستاره همدمش که در رشته اصلی می باشد صورت گیرد، عناصری نظیر کربن و یا عناصر سنگینتر در طیف ستاره رشته اصلی نمایان می گردد. چنانچه این دو ستاره به اندازه کافی به هم نزدیک باشند، پس از تبدیل شدن غول سرخ به یک کوتوله سفید، جریان مواد برعکس می شود و مواد به سمت کوتوله سفید بر می گردند. این مواد یک دیسک داغ را اطراف کوتوله سفید تشکیل می دهند. این دیسک در نور مرئی و فرابنفش می درخشد.
اگر ستاره غول به جای کوتوله سفید، ستاره نوترونی یا سیاهچاله شود، ممکن است یک دوتایی ایکس ری شکل گیرد. در این حالت، ماده ای که از ستاره رشته اصلی منتقل می گردد، بسیار داغ می شود. هنگامیکه این ماده با سطح ستاره نوترونی برخورد می کند و یا به درون سیاهچاله کشیده می شود، اشعه ایکس ری منتشر می شود.
در حالت سوم، غول سرخ تبدیل به کوتوله سفید می شود و ستاره رشته اصلی تبدیل به غول سرخ می شود. وقتی گاز کافی از غول سرخ در سطح کوتوله سفید اندوخته شد، هسته اتمهای گاز به صورت درخشانی دچار گدازش می شود به این حالت نواختر می گویند. در برخی شرایط، به حدی گاز در کوتوله سفید جمع می شود که این ستاره فشرده و متلاشی می شود. تقریبا به طور ناگهانی کربن می سوزد و کل کوتوله سفید دچار انفجار ابر نواختر نوع یک می گردد. این نوع انفجار بسیار نورانیست به حدی که نور آن می تواند کل یک کهکشان را برای ماهها تحت الشعاع قرار دهد.

 

جدول شماره 1 (اسامی صور فلکی)
ردیف نام فارسی نام‌های دیگر در متون فارسی نام‌های انگلیسی
1 آبمار مار آبی، نرمار، هیة الماء Hydrus
2 آتشدان مجمره، عودسوز، محراب نفاطه، الببغاء Ara
3 ارابه‌ران ممسک‌الاعنه، ممسک العِنان، عناندار، صاحب المعز Auriga
4 اژدها تنین، جوزهر (عربی‌شده گوزهر فارسی)، هَشتَنبَر Draco
5 اسب بزرگ فرس اعظم، فرس ثانی، اسب بالدار Pegasus
6 اسب کوچک فَرَس اول، قطعة‌الفَرَس، پاره‌اسب Equuleus
7 اسکنه قلم Caelum
8 آفتاب‌پرست حرباء Chamaeleon
9 بادبان شراع Vela
10 بزغاله جُدَی، بُزیچه چرخ، بز دریایی، بزماهی Capricornus
11 برساووش بَرَنده سر دیو، برنده سر غول، سوار، حامل رأس الغول، دیوکش Perseus
12 بره حَمَل Aries
13 پیاله جام، کاسه بزرگ، باطیه، معلف Crater
14 پیکان تیر، سهم Sagitta
15 تاج جنوبی اکلیل جنوبی، افسر، قبه Corona Australis
16 تاج شمالی فُکّه، اکلیل شمالی، کاسه درویشان، کاسه یتیمان، کاسه لئیمان،  Corona Borealis
17 تازی‌ها سگ‌های تازی، سگ‌های شکاری Canes Venatici
18 ترازو میزان، پله Libra
19 تک‌شاخ - Monocerus
20 تلسکوپ - Telescopium
21 تلمبه مفرغة الهواء، تلمبه بادی Antlia
22 تور تور ماهیگیری، تاربست، شبکه Reticulum
23 توکان طوقان Tucana
24 جوی نهر، رودخانه فلکی، نهر الاردن Eridanus
25 چلپاسه سوسمار، مارمولک، بزمجه Lacerta
26 چلیپا صلیب جنوبی Crux
27 خرچنگ سرطان Cancer
28 خرس بزرگ دب اکبر، هفت اورنگ، ارابه داوود، بنات نعش کبری Ursa Major
29 خرس کوچک دب اصغر، هفت اورنگ کوچک، سریر فلک Ursa Minor
30 خرگوش اَرنَب Lepus
31 دُرنا - Grus
32 دلفین - Delphinus
33 دَلو ریزنده آب، ساکب‌الماء، دال Aquarius
34 دوپرگار پرگار Circinus
35 دوپیکر جوزا، تؤمان Gemini
36 دوشیزه عذرا، خوشه، سنبله Virgo
37 ذات‌الکرسی خداوند کرسی، سرور تخت Cassiopeia
38 روباهک روباه، ثعلب Vulpecula
39 زانوزده برزانونشسته، الجاثی علی رکبتیه، پهلوان، راقص، هرکول Hercules
40 زرافه - Camelopardalis
41 زن برزنجیر اِمرأة المُسلسله، ناقه، زن زنجیری، زن در زنجیر، شاهزاده Andromeda
42 ساعت - Horologium
43 سپر - Scutum
44 سکستان السدس Sextans
45 سگ بزرگ کلب اکبر، کلب الجبار، سگ کلان Canis Major
46 سگ کوچک کلب اصغر، کلب مقدم، الغمیصاء، تریشگ (از پارسی میانه) Canis Minor
47 سنگتراش کارگاه، حَجّار Sculptor
48 سه‌پایه (نقاش) آلة‌المصور Pictor
49 سه‌سو مثلث، الاشراط Triangulum
50 سیاه‌گوش وشق Lynx
51 سیمرغ عنقاء، ققنوس Phoenix
52 شاه‌تخته کشتی، تیر حمال، السفینة‌الطائر Carina
53 شکارچی جبار، راعی، النسق، بزرگ‌منش Orion
54 شَلیاق چنگ رومی، دیگ‌پایه، یک‌پایه، سه‌پایه، لورا (از لاتین)، اثافی، نسر واقع، سلحفات، بربط، الصنج، کَشَف Lyra
55 شیر اسد، شیر سپهر Leo
56 شیر کوچک اسد اصغر Leo Minor
57 طاووس - Pavo
58 عقاب - Aquila
59 قطبنما - Pyxis
60 قنطورس سنطوروس، ظلیم Centaurus
61 قیفاووس سلطان، ملتهب Cepheus
62 کبوتر حمامه Columba
63 کژدم عقرب Scorpius
64 کشتی‌دم دنباله کشتی Puppis
65 کلاغ غُراب، زاغ Corvus
66 کمان قوس، رامی، کماندار، کمانگیر، تیرانداز، نیم‌اسب Sagittarius
67 کوره تنور Fornax
68 کوهمیز میز، میز صحرائی Mensa
69 گاو ثور Taurus
70 گاوران عوّا، گاوچران، بقار، صیّاح، حارس‌الشمال، حارس‌السماء، بورطیس حارس، طاردالدب Boötes
71 گرگ سبع Lupus
72 گونیا خطکش، تراز Norma
73 گیسو گیسوان برنیکه Coma Berenices
74 مار حیّه Serpens
75 مار باریک شجاع Hydra
76 مارافسای حوّاء، حامل مار Ophiuchus
77 ماکیان دجاجه، قو، مرغ، طایر، اوز العراقی، الفوارس Cygnus
78 ماهی حوت، حوتین، سمکه، دوماهی، ماهی سپهر Pisces
79 ماهی پرنده - Volans
80 ماهی جنوب حوت جنوبی Piscis Austrinus
81 ماهی زرین ماهی طلایی، طلاماهی، ابوسیف Dorado
82 مثلث جنوبی - Triangulum Australe
83 مرغ بهشتی پرنده بهشتی Apus
84 مگس جنوبی مگس، ذبابه Musca
85 میکروسکوپ - Microscopium
86 نهنگ قیطُس، هیولای دریایی، مجمع الکواکب، کَهت (از پارسی میانه) Cetus
87 هَشتَک ثُمن، اُکتان Octans
88 هندی - Indus

جدول شماره 2 (الفبای یونانی)
تلفظ فارسی تلفظ انگلیسی حرف یونانی
آلفا Alpha Α α
بتا Beta Β β
گاما Gamma Γ γ
دلتا Delta Δ δ
اپسیلون Epsilon Ε ε
زتا Zeta Ζ ζ
اتا Eta Η η
تتا Theta Θ θ
یوتا iota Ι ι
کاپا kappa Κ κ
لاندا Lamda Λ λ
مو mu Μ μ
نو Nu Ν ν
زی Xi Ξ ξ
امیکرون Omicron Ο ο
پی Pi Π π
رو Rho Ρ Ρ
سیگما Sigma Σ σ, ς
تا Tau Τ τ
آپسیلون Upsilon Υ υ
فی Phi Φ φ
چی Chi Χ χ
پسای Psi Ψ ψ
امگا omega Ω ω

منبع:
Green, Paul J. "Star." World Book Online Reference Center. 2005. World Book, Inc.
wikipedia
ترجمه: لنا سجادیفر

سیاهچاله ها ممکن است لحظه آغاز را از دید ما بپوشانند

اختر فیزیکدان های دانشگاه پن استیت تصور می کنند که اثر خمش نور در حوزه گرانشی سیاهچاله ها ممکن است مانع مطالعه لحظات آغاز عالم شود .
سیاهچاله ها همه اجسام اطرافشان را به درون خود می کشند . علاوه بر این ،این چاههای گرانشی قوی بر روی امواج الکترومغناطیس نیز اثر می گذارند .
امواج الکترومغناطیس در مسیر حرکت شان تحت تأثیر ماده محیط قرار می گیرند . مواد با ضریب شکست منفی اثری کاملا متفاوت با مواد با ضریب شکست مثبت دارند . ماده معمولی دارای ضریب شکست مثبت است . این نوع مواد( مثل آب ، شیشه و ... ) پرتو را در همان راستای حرکتش جابجا می کند . اما مواد با ضریب شکست منفی پرتو را در خلاف جهت حرکتش جابجا می کند .
قبلا لاختاکیا و مکی از دانشگاه ادینبروگ با استفاده از نسبیت خاص اینشتین شکست امواج الکترومغناطیس داخل مواد را مطالعه کردند . آنها دریافتند که شکست منفی می تواند برای یک ناظر در حال حرکت با سرعت بسیار بالا رخ دهد . بعدها نشان داده شد که در فضای خارج نیازی به وجود شکست منفی نیست . در عوض وقتی پرتو از داخل میدان گرانشی یک جسم بسیار پر جرم ، مانند سیاهچاله چرخان ، عبور کند ، وجود شکست منفی ممکن می شود .
اما سندی ستیاوان از دانشگاه ادینبروگ نشان داد که در حوزه نسبیت عام یک ناظر در اطراف یک سیاهچاله چرخان ناحیه به نام ارگوسفیر( نیروکره) وجود دارد که در آن امواج الکترومغناطیس بدلیل شکست منفی خمیده می شوند . این یافته جدید در 7 مارس در مجله فیزیک لتر A به چاپ رسید .
ما با عدسی های گرانشی آشنا هستیم . حال مشکل اینجاست که تعدد سیاهچاله ها و اجسام پر جرم در اطراف ما ممکن است باعث شود که نورهای ارسالی از لحظه های آغازین عالم دستخوش چنین شکست هایی قرار گیرد و در نتیجه ما نتوانیم به مطالعه آنها بپردازیم .

انتظار می‌رود چرخه خورشیدی جدید پنج سال دیگر به اوج فعالیت خود برسد

جدیدترین چرخه یازده‌ساله خورشیدی، اوایل این هفته نخستین نشانه‌های خود را بروز داد. فعالیت‌های خورشید هر یازده سال به حداکثر می‌رسد که ظهور لکه‌های خورشیدی متعدد از نشانه‌های آن است. فوران‌ها و طوفان‌های خورشیدی در این دوره به شدیدترین حالت ظاهر می‌شوند و شرایطی نسبتا خطرناک را برای بسیاری از کارهای روزمره و بخصوص مرتبط با فناوری‌های فضایی در سراسر جهان پدید می‌آورند.
داگلاس بیسکر، خورشیدشناس مرکز پیش‌بینی‌های رویدادهای فضایی در ایالات متحده (NOAA) با اشاره به ظهور نخستین نشانه چرخه خورشیدی جدید گفت: «این لکه همانند نخستین نسیم بهاری است که فرارسیدن فصل جدیدی را نوید می‌دهد. دراین مورد، این لکه نخستین نشانه طوفان‌های خورشیدی است که طی چند سال آینده رفته‌رفته افزایش خواهند یافت».
لکه خورشیدی، منطقه‌ای از سطح خورشید است که فعالیت‌های مغناطیسی بسیار شدید و سازمان‌یافته‌ای در آن روی می‌دهد؛ اما دمای سطح آن حدود یک‌هزار درجه سانتی‌گراد از دیگر نواحی خورشید کم‌تر است و به‌همین دلیل، درخشندگی کمتری دارد و تیره‌تر دیده می‌شود. انتظار می‌رود دوره یازده‌ساله جدید خورشید که چرخه 24 خورشیدی نام دارد، رفته‌رفته طوفان‌ها و لکه‌های بیشتری را به ‌نمایش بگذارد که اوج این فعالیت‌ها در سال1391 و 1392 هجری شمسی است. البته طوفان‌های ویرانگر خورشیدی غیرقابل پیش‌بینی هستند و هر زمانی می‌توانند روی می‌دهند.
در طوفان خورشیدی، موادی با بار الکتریکی فراوان به خارج خورشید پرتاب می‌شوند و اگر به زمین برسند، اختلالات مغناطیسی شدیدی را پدید می‌آورند که می‌تواند به قطع شبکه‌های انتقال برق، اختلال در ارتباطات و بروز مشکلات در ماهواره‌ها و فضاپیماها گردد. این طوفان‌ها می‌تواند پرتوهای خطرناکی را به فضانوردان بتاباند و آنها را دچار مشکل کند و همچنین می‌تواند ماهواره‌های ارتباطی تجاری و سیستم موقعیت‌سنجی جهانی، GPS را از کار بیاندازد و به‌سادگی، بسیاری از فعالیت‌های روزانه را مانند ارتباطات تلفن‌های همراه یا دریافت پول از دستگاه‌های خودپرداز بانک‌ها را در بسیاری از نقاط زمین متوقف کند. وابستگی بیش‌ازپیش انسان‌ها به فناوری فضایی چنین دردسرهایی را نیز درپی دارد و این، اهمیت پیش‌بینی رویدادهای فضایی و بخصوص طوفان‌های خورشیدی را بیش از پیش نشان می‌دهد.
بهار امسال، کارشناسان NOAA در کنفرانسی مشترک با کمیته بین‌المللی خورشیدشناسان، پیش‌بینی کرده بودند که چرخه 24 خورشیدی از اواخر اسفند امسال آغاز می‌شود. البته این پیش‌بینی چندان دقیق نبود و تا شش‌ماه زودتر یا دیرتر خطا داشت؛ اما همه کارشناسان با این موضوع موافق بودند که چرخه جدید هرچه زودتر آغاز شود، قدرتمندتر است و باید منتظر لکه‌های بیشتر و طوفان‌های بزرگتری بود. البته برای قضاوت درمورد قدرت چرخه 24 خورشیدی هنوز خیلی زود است و لکه‌های بیشتری را باید بررسی کرد.
لکه نوظهور جدید، 10981 اُمین لکه قابل رویتی است که NOAA از 15 دی‌ماه 1350 تاکنون نامگذاری کرده است. عرض بسیار بالای این لکه که 27درجه شمالی است و قطبش منفی آن که به سمت راست نیم‌کره شمالی متمایل است، نشانه‌های قاطعی از ظهور چرخه جدید خورشیدی هستند. نخستین نواحی فعال و لکه‌های مربوط به چرخه جدید خورشیدی در عرض‌های بسیار زیاد ظاهر می‌شوند، درحالی‌که نواحی و لکه‌های مربوط به چرخه پیشین در نزدیکی استوای خورشید پدیدار می‌شون
 

ضد ماده چيست؟

ضد ماده كه به محض تماس با ماده آن را نابود مي سازد پديده نادري در كيهان بنظر مي رسد.
اكنون منبع اسرار آميز اين ابر ضد ماده كشف شده است: ستاره هائي كه توسط سياهچاله ها و ستاره هاي نوتروني متلاشي مي شوند.  در حاليكه سامانه هاي پيش رانش از سوخت ضد ماده تا اين زمان فقط موضوعاتي در حد داستانهاي علمي تخيلي هستند اما ضد ماده بسيار واقعي است. ضد ماده چيست؟تمامي ذرات اوليه ، ماننده پروتونها و الكترونها ، قرينه هائي از ضد ماده از جرم مشابه اما بار متضاد دارند. براي مثال ، ضد ماده مخالف يك الكترون كه پوزيترون ناميده مي شود داراي بار مثبت است. زمانيكه يك ذره با ضد ذره خود برخورد مي كند يكديگر را نابود مي كنند و طي اين فرايند يك انفجار انرژي مانند پرتوهاي گاما آزاد مي گردد. در سال 1978 ، تجهيزات رديابي پرتوهاي گاما كه با استفاده از بالون به آسمان فرستاده شدند يك نوع پرتو گاما را ردگيري كردند كه از فضا منشا مي گرفت. بنظر مي رسيد كه برخورد الكترونها با پوزيترونها باعث انتشار اين پرتو مي شد و اين بدان معني بود كه در فضا ضد ماده وجود داشت.  ظاهرا  اين پرتوهاي گاما از يك ابر ضد ماده كه حدود صد هزار سال نوري پهنا داشته و هسته كهكشان راه شيري را احاطه كرده بود منتشر مي شده است. اين ابر غول آسا با پرتوهاي گاما و انرژي برابر صد هزار خورشيد مي درخشد. اينكه دقيقا چه عاملي باعث ايجاد ضد ماده مي شد براي چندين دهه يك راز باقي مانده بود. ستارهاي در حال انفجار و ماده تاريك از جمله مظنونين بودند. اكنون ، يك گروه تحقيقاتي بين المللي با چهار سال مطالعه داده هاي ماهواره بين المللي آزمايشگاه اخترفيزيك پرتو گاما از آژانس فضائي اروپا مظنونين اصلي را به دقت تعيين كرده است. اين يافته هاي جديد پيشنهاد مي كنند كه اين پوزيترونها اساسا از ستاره هائي كه توسط سياهچاله ها بلعيده مي شوند و همچنين ستاره هاي نوتروني توليد مي شوند.زمانيكه يك سياهچاله يا يك ستاره نوتروني يك ستاره را نابود مي كنند مقادير عظيمي پرتو آزاد مي شود. دانشمندان بر اين باورند كه وقتي الكترونها و پوزيترونها در زمان نابود شدن پرتوهاي گاما "آشكار گر" را منتشر مي كنند ، اين پرتوهاي گاما نيز مي توانند با تركيب شدن ، الكترون و پوزيترون توليد كنند تا مكانيسم ايجاد ابر ضد ماده را فراهم نمايند.

بر اساس محاسبه پژوهشگران يك ستاره نسبتا عادي كه توسط سياهچاله يا ستاره نوتروني متلاشي مي شود قادر است صد هزار بيليون بيليون بيليون بيليون پوزيترون (عدد يك با چهل و يك صفر) در ثانيه توليد كند.

جرقه در ماه

اتفاق عجيبي در سطح ماه چندين قرن است كه ستاره شناسان را با يك معما روبرو كرده. اين رخداد كه پديده زودگذر قمري (TLP) ناميده مي شود شبيه جرقه ای كوتاه است و در طي آن رنگ يا تيرگي سطح ماه تغيير مي كند. ستاره شناسان در توجيه اين پديده اتفاق نظر نداشته اند. آشفتگي هاي جو زمين، خطاي چشم، آلودگي نوري و حتي دلايل روانشناختي از جمله مسايلي هستند كه براي توضيح TLP ها مطرح شده اند. اما تحقيقات جديد پروفسور آرلین کراتس(Arlin Crotts)، ستاره شناس دانشگاه كلمبيا نشان مي دهد كه احتمالا فوران گاز رادون از سطح ماه سبب ايجاد اين جرقه ها مي شود. کراتس(Crotts) با تطابق آمار جرقه ها و اطلاعات فوران گازها از سطح ماه كه توسط چند فضاپيما از جمله آپولو ۱۵ جمع آوري شده است دريافت كه بين فوران هاي شناخته شده توسط فضاپيماها و جرقه هاي مشاهده شده انطباق خوبي وجود دارد.
محققان در حال ساخت يك دوربين روبوتيك روي رصدخانه Cerro Tololo Inter-American‌ در شمال شيلي هستند. اين دوربين خواهد توانست هر چند ثانيه يك بار از سطح ماه عكسبرداري كند و نقشه دقيقي از TLP‌ها فراهم نمايد. به اين ترتيب شايد راز اين معما يك بار براي هميشه حل شود.
منبع : nojoom.ir