‏نمایش پست‌ها با برچسب الکترومغناطیس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب الکترومغناطیس. نمایش همه پست‌ها

الکترومغناطیس

در تاریخ تمدن  بشر ، سه روز بزرگ  و جود دارد که  نقطه عطف تحولات  علمی هستند :
1 -  روزیکه گا لیله با تلسکوپ دست ساز خود چشم به آسمانها دوخت ،  و با رصد امواج نوری به نظاره  عالم ماکروسکوپی پرداخت ،  و بد ین وسیله عصر تکنولژی الکترومغناطیسی آغاز شد  
2 - روزیکه سیب از درخت افتاد و عصر تئوری گرانش آغاز شد .
3 – روزیکه  ا ولین  آزما یش  هسته ای ا نجام و ا نرژی  هسته اتم آ زا د و پژوهشها ی     عا لم  میکرو سکپی  و  عصر  تکنو لژی  هسته ای   قوی  و ضعیف  آغاز گردید .

تکنولژی الکترو مغنا طیسی
حدود 400 سال قبل ، گالیله با تلسکوپ دست ساز خود به نظاره آسمان پرداخت و چشم به ژرفای عالم دوخت و غرق شگفتیهای عالم گردید . این روز تاریخی بدون شک بزرگترین روز تاریخ علم بشر و مبداء تحولات تکنولژی الکترو مغناطیسی میباشد . در حقیقت سناریوی خلقت پس از 15 میلیارد سال از آغاز خلقت در مهبانگ ، وبعد از 5 میلیارد سال از پیدایش منظومه شمسی و روند تکاملی موجودات زنده و در نهایت پیدایش انسان بر روی کره زمین بوقوع پیوست و این پیچیده ترین موجود خلقت توانست ماموریت خویش را آغاز نماید و با وسیله ساخت دست خود ، توانائیها و قابلیتهای طبیعی چشم خود را از دید 5 سال نوری به 100 سال نوری افزایش داده و عصر حیرت و شگفتی را آغاز نماید . راهگشائی گالیله موجب گردید اندیشمندان و شیفتگان علم براه صحیحی هدایت شده و هر یک با استقرار در پشت تلسکوپ افکار خود را به پرواز در آورد ه و در عمق کائنات به جستجوی پاسخ برای سئوالات خود و نیاکانش بپردازد ، اینجا کجاست ؟ من کی هستم ؟ از کجا آمده ام ؟ و بکجا میروم ؟
گالیله علاوه بر یک اندیشمند و متفکر برجسته ، یک سیاستمدار هنر مند بود که توانست بخوبی با محدودیتها و مشکلات زمان خودش مبارزه نماید وثابت نماید که زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی هستند که بدور خورشید میچرخند . گالیله مانند گلی نحیف و ظریف که از زیر صخره ای عظیم سر بیرون میآورد و به خورشید چشم میدوزد ، موفق شد پیام و تلسکوپ خود را در این جهان بیادگار باقی بگذارد و برود . 
تلسکوپ گالیله در حقیقت مانند یک تابلوی راهنمائی بود که شاهراه علم و تمدن را نشانه رفته و اندیشمندان را بعالم کبیر( ماکروسکپی ) هدایت میکرد . گالیله همچنین با حمایت از نظریه کپرنیکی و چاپ کتابهایش ، " مناظره در رابطه با دو دستگاه جهانی عمده " و "دو علم نوین" ماموریت علمی خوش را بنحو احسن بپایان ببرد و با تقدیم سخت افزار ونرم افزار به جهان    علم ، موفق شد که تخم حقیقت را در سر تا سر گیتی پراکنده نماید . 
پس از آن بود که تمدنهای انسان شکل علمی بخود گرفت و مراحل رشد و ترقی را بسرعت پیمود و امروزه پس از 400  سال ، تکنولژی الکترو مغناطیسی ، انسان را بدرجه ای از تمدن و پیشرفت رسانده که ایستگاهها وتلسکوپهای فضائی ساخته و به شکار رخدادهای کائنات و ثبت تصاویر از میلیاردها میلیارد سال نوری  می پردازد .
پس از گالیله نو بت مکسول دانشمند برجسته بریتانیائی بود که نظریه ارزشمندی ارائه و قوانین الکترو مغناطیس را مدون و الکتریسیته و مغناطیس را با یکدیگربیامیزد . نظریه مکسول بر پایه وجود میدانها است که کنش را از جائی به جائی دیگرمنتقل میکند . میدانهائی که نوسانهای الکتریکی و مغناطیسی را جا بجا میکنند ، دینامیک هستند و در فضا حرکت میکنند .
 مکسول 
الکترو مغناطیس را در دو معادله خلاصه کرد وثابت کرد امواج الکترو مغناطیسی با هر فرکانس ،دامنه و فازی ، با سرعت ثابت نور حرکت میکنند .
مجموعه آزمایشهای پایه ای نور و مطالعه و بررسی خواص نور و دیگر دست آوردها وپیشرفتهای انجام شده درتکنولژی الکترو مغناطیسی و همچنین عدم سازش الکترو مغناطیس با مکانیک نیوتن ، موجب تولد نظریه مکانیک کوانتوم گردید که تحول عظیمی در دنیای علم بوجود آورد و پس از 40 سال اولین آزمایش هسته ای انجام گرفت و با آزادسازی انرژی هسته اتم ، عصر تمدن هسته ای آغاز گردید .
مکانیک کوانتوم همچنین با ارائه نیمه هادیها ، ترانزیستور، آی سی ، کامپیوتر، لیزرو تکنولژی نانو ، موجب رشد و ترقی شگفت انگیزی در دنیای علم و صنعت گردید .   
 بدین وسیله سه نیروی الکترو مغناطیس ، هسته ای ضعیف و هسته ای قوی کشف ، کتترل و بهره برداری شدند . مطالعه و پژوهش در نیروهای هسته ای ضعیف و قوی تنها 100 سال و الکترو مغناطیس  400 سال سابقه دارد ولی امروزه تمام زندگی بشر تحت تاثیر تکنولژی این سه نیرو است . 
مطالعه روند تکامل تمدن بشر  گویای آنست و باین نکته اشاره دارد که مرحله تکامل بعد ی ا نسا ن تمدن گرانشی خواهد بود . اما نکته جا لب اینجاست که بشر از 4000 سال قبل این نیرو را میشناسد و همواره با آن در جدال و مبارزه بوده و جهت مقابله با این نیرو ودر حقیقت برای کنار آمدن با نیروی گرانش ، اهرمها ، چرخها ود یگر وسایل و ادوات را بمنظورایجاد سهولت در جابچائی کالا و مسافر اختراع و طی هزاران سال  بخوبی از آنها جهت رشد و تکامل استفاده نموده ، ولی بدلیل عدم توانائی در کشف ماهیت گرانش ، پس از سپری شدن هزاران سال ، هنوز چیزی بنام تکنولژی گرانشی وجود ندارد .   
نیروی الکترو مغناطیس 42)  - ( 10 بار از نیروی گرانش قویتر است و همکنش ذرات بار دار الکتریکی با بارهای مثبت و منفی ، این نیرو را تولید میکند ، مانند همجواری پروتون و الکترون .
• میدان الکتریکی زمانی بوجد میآید که دو جسم بار دار در مجاورت یکدیگر قرارمیگیرند و نسبت بهم ساکن هستند . در این صورت فضا بگونه ای خاص  در آمده ومیدان الکتریکی تولید میشود .
• میدان مغناطیسی زمانی بوجود میآید که دو جسم بار دار با سرعت ثابت نسبت بیکدیگرحرکت داشته باشند .
• میدان الکترو مغناطیسی زمانی تولید میشود که که دو جسم بار دار نسبت بیکدیگر  با سرعت متغیر ویا سرعت شتابدار حرکت داشته باشند .
در هر حال عامل انتقال نیروی الکترو مغناطیسی فوتون میباشد .
از آنجائیکه سرعت ذرات بار دار وقتی در محدوده کوچکی مانند حجم اتم قرار میگیرند فوق العاده زیاد ونزدیک به سرعت نور است ، دیگر نمیتوان از معادلات مکسول برای مطالعه آنها استفاده کرد ، زیرا اثر تئوریهای کوانتوم و نسبیت در مورد آنها قابل ملاحظه است .
نیروی گرانش بین دو الکترون در 2 میلیمتری مجاورت یکدیگر ، برابر با نیروی الکترو مغناطیس بین آنها در فاصله 50 سال نوری از یکدیگر است .
معادله f × E = h  پلانک توضیح علمی ارزشمندی در باره خواص و رفتار کوانتومی نور ارائه داد و انقلابی در شناخت نور بوجود آورد . نور بصورت بسته های انرژی توسط فوتون با عمر متوسط (  10(- 16× 8. 0 ثانیه ، با سرعت 000 ، 300 کیلومتر بر ثانیه  در تمام جهات عالم بصورت عرضی منتشر میشود .

• نحوه  عملکرد امواج الکترومغناطیسی بر ذرات باردار و بدون بار
نوروقتی به ماده برخورد میکند تنها ذرات بار دار مانند پروتونها و الکترونها را تحت تاثیر قرار داده و میلرزاند و بر ذرات بدون بارمانند گراویتان تاثیری ندارند . هنگامیکه امواج گرانشی به ماده برخورد میکنند کلیه ذرات بار دار و بدون بار را میلرزانند  ، ولی امواج الکترومغناطیسی ذرات را یک تریلیون تریلیون بارشدید تر از امواج گرانشی میلرزانند . اضافه بر شدت لرزش ، نوع نوسان هم در این دو موج متفاوت میباشد . هنگامیکه یک موج الکترومغناطیسی از یک جسم عبور میکند ، کلیه ذرات بطور یکسان و همراه با هم در یک جهت واحد به عقب و جلو میروند و جهت ارتعاش ذرات عمود است بر جهت حرکت موج الکترومغناطیسی .

• نحوه عملکرد امواج گرانشی بر ذرات بار دارد و بدون بار
 زمانیکه یک موج گرانشی از یک جسمی عبور میکند ، مانند حالت قبل جهت نوسان ذرات عمود است بر جهت انتشار موج گرانشی ولی در این حالت ذرات نسبت بیکدیگر حرکت نسبی دارند وذرات بطور یکسان و یکپارچه و باهم ارتعاش نمی کنند .  بطور مثال اگر امواج گرانشی از یک لوله استوانهای عبور کنند و ما سطح مقطع دایره ای آنرا ناظر باشیم ، مشاهده خواهیم کرد که ذرات سمت چپ و راست از مرکز دایره دور میشوند و در همان لحظه ذرات بالا و پائین به مرکز دایره نزدیک میشوند و لحظه ای بعد ، این وضعیت بر عکس میشود . نمونه کیهانی این تحولات گرانشی ، لحظه انفجار ستارگان بسیار عظیم است که جرمشان هزاران مرتبه از خورشید ما بزرگتر است وامواج گرانشی حاصل از انفجار ، بهنگام عبور از منظومه شمسی ، موجب نوسان ماه و زمین به عقب و جلو میشود .
یک جسم بزرگ مانند  خورشید ، دارای شمار برابری از بارهای مثبت و منفی است ، بنا بر این نیروهای جاذبه ودافعه بین ذرات یکدیگر را خنثی ساخته و نیروی الکترو مغناطیسی ناچیزی باقی میماند . در مقیاسهای کوچک و در درون اتمها و ملکولها ، نیروی الکترو مغناطیس دست بالا را دارد و تعین کننده است . نیروی جاذبه الکترو مغناطیسی بین الکترونها و پروتونها است که موجب گردش الکترونها بدور پروتونها میگردد . نیروی جاذبه الکترومغناطیسی بر اثر مبادله ذرات مجازی بدون جرم با اسپین یک ، یعنی فوتون بوجود میآید . هر گاه الکترونی از یک مدار بالا به مداری پائین تر منتقل میشود ، انرژی آزاد و یک فوتون حقیقی منتشر میکند و چنانچه یک فوتون حقیقی به یک اتم بر خورد کند ، ممکن است باعث شود که الکترونی از مدار پائین به مداری بالا تر منتقل شود .
 تمام امواج ،از فرکانسهای پائین رادیوئی ، میکروویو ، نور مادون قرمز ، نور مرئی ، نور ماوراء بنفش ، امواج ایکس ، امواج گاما و منابع حرارتی ، از جنس الکترو مغناطیس میباشند.  
نور خاصیت دو گانه ذره موج دارد و مایکلسن_  مورلی در آزمایش اینترفرومتر خاصیت موجی ، واینشتن در آزمایش فوتو الکتریک خاصیت ذره ای نور را ثابت کردند . 
 یک با طری مصرف و خالی شده  سبکتر از زمانی است که با طری پر بوده .  طبق  قا نون     انرژی انیشتن   ( (2 E = MC   جرم از د ست رفته ، به انرژی الکتریکی تبدیل و مصرف گردیده است .
بر اساس نظریه نسبیت عام و تائید رصدهای انجام شده ، انحناء فضا – زمان ، که در اثر وجود جرم در فضا بوجود میآید ، موجب انحراف مسیر نور میگردد ، و مقدار انحراف متناسب با مقدار جرم است . 
نیروی الکترو مغناطیسی تعین کننده چگونگی ارتباط بین اتمها میباشد و حکم میراند که  میلیاردها میلیارد اتم ، چگونه زنجیره زده وشبکه های عظیمی را تشکیل دهند وساختار پیکر یک شیء و یا انسانی ساخته شود .
میدان الکترو مغناطیسی همچنین در دنیای اتمی نقشی مهم و تعین کننده ای دارد . جرم یک الکترون و یک پروتون بطور جداگانه سنگین تر از زمانی است که با پیوند الکترومغناطیسی اتم هیدرژن را تشکیل میدهند . این تفاوت جرم در هنگام پیوند بصورت انرژی یک موج فرابنفش منتشر میشود . این تفاوت جرم که حدود یک قسمت در یکصد میلیون است ، از ویژهگیهای نیروی الکترو مغناطیسی در سطح ساختارهای اتمی و ملکولی میباشد .
  بر خلاف تصورات عامیانه ، در فرایند تماس اتمها ، آخرین لایه الکترونی یک اتم با آخرین لایه اتم دیگر تماس پیدا نمی کند و فاصله بسیار زیادی بین ایندو لایه الکترونی وجود دارد . در حقیقت این فاصله در حدود ابعاد اتم است و مانند آن میباشد که دو منظومه شمسی از فاصله چند میلیون کیلومتری یکدیگر عبور کنند . در حقیقت بار منفی الکترونهای دو اتم موجب میشود که اتمها یکدیگر را از فاصله ای کیهانی نسبت به اندازه اتم دور کنند و با فاصله ای بسیار زیاد از کنار ه و بدون هیچگونه تماسی عبور کنند . ماوسی که اکنون در میان انگشتان شما است در همین مقیاس کیهانی است ، یعنی اتمهای دست هیچگونه تماسی با اتمهای موس ندارند و چیزی که انگشتان ما حس میکنددر حقیقت میدان الکتریکی موجود بین آنها میباشد . اینکه دست ما سطح یک کاغذ را زبر یا نرم حس میکند ناشی ازتصاد ف ملکولهای کاغذ و دست بیکدیگر نیست زیرا اصولا" تماسی در کار نیست و تنها در اثر تاثیر میدانهای آنها ست .

• بطور کلی میدان اطراف یک ذره ، میلیاردها بار بزرگتر از اندازه خود ذره میباشد .     
ستارگان انرژی خود را بصورت انرژی الکترو مغناطیسی از دست میدهند . کلیه اطلاعات نجومی و کیهانشناسی بشر از طریق دریافت و مطالعه امواج الکترو مغناطیسی است . با تجزیه نوردریافتی  ستارگان ، کهکشانها ، خوشه ها ، ابر خوشه ها و مطالعه طیف نوری  واندازه گیری تغیر فرکانس نور (  RED SHIFT  ) آنها ، مطالب بسیار زیادی در باره ماهیت منبع اصلی نور بدست میآید  . بطور مثال بررسی طیف نوری ، خطوط متعددی را در بین رنگها مشخص میکند ، از این خطوط طیفی برای مشخص کردن اتمهای خاصی که در منبع نور وجود دارند استفاده میشود . هر عنصر شیمیائی از خود یک مجموعه خطوط طیفی خاص خود بروز میدهد و آنها در واقع اثر انگشت یا امضاهای اتمها ویا ملکولهای شیمیائی موجود در منبع نور هستند . تر کیب شیمیائی ستارگان و کهکشانها را بسادگی با تشخیص خطوط موجود در طیفهای این اجسام میتوان کشف کرد . هیچ دو عنصر متفاوتی دارای طرح خطوط طیفی یکسانی نیستند . محققین با بررسی دقیق و جزئی  این خطوط طیفی و دگرگونیهای آنها از جمله پهن شدگی و شکافتگی خطوط طیفی ،  ساختار ، عناصر تشکیل دهنده ، چگالی ، دما ی سطح ستاره ، فشار جو ستاره ، شدت میدان مغناطیسی ، سرعت خطی ، سرعت چرخشی ، جهت حرکت ودیگر اطلاعات ارزشمند و نهفته از کیهان را بدست میآورند .  بطور خلاصه هر چه علم و اطلاعات وهر خبری از عالم داریم ، ( به استثناء دانش ما در با ره زمین و ماه ) و راهی که میتوان      در باره عالم ورای زمین اطلاعات کسب کرد ، مطالعه بر روی امواج الکترو مغناطیسی              ( نور ستارگان ) دریافتی از کیهان میباشد ، وآنهم مستلزم داشتن دانشی صحیح و کامل از خواص و رفتار نور است .   
فرکانس امواج الکترو مغناطیسی در صورتیکه فاصله بین فرستنده نور و دریافت کننده ثابت نباشد تغیر میکند که به " اثر داپلر " مشهور میباشد  . چنانچه در اثر سرعت فرستنده و یا گیرنده فاصله بین آنها کم شود ، فرکانس دریافتی افزایش یافته و نورگرایش به رنگ آبی خواهد داشت . در صورتیکه فاصله بین آنها زیاد شود ، فرکانس نور کاهش و رنگ آن گرایش به قرمز دارد و در واقع نور ارسالی از منبع انرژی خود را از دست مید هد ، مانند دونده ای که روی یک فرش میدود و در همان هنگام فرش در جهت مخالف کشیده میشود . در این صورت شخص خسته و انرژی خود را از دست میدهد . بنا بر این بشر نمیتواند فرا تر از فاصله معینی ( افق کیهانی ) را رصد کند و ببیند و پیشرفت تلسکوپها و تکنولژی هم آنرا تغیری نخواهد داد زیرا آنچه را با آن مواجه هستیم یک مسئله تکنیکی نیست بلکه یک قضیه بنیادی فیزیک است . بطور مثال اختر نمائی که 12 میلیارد سال نوری از ما فاصله دارد ، با سرعتی برابر 80 در صد سرعت نور از ما دور میشود ، و با تلسکوپهای قویتر میتوان اجرامی را دید که با سزعت 99 در صد سرعت نور از ما دور میشوند . و اما ستارگانی که 15 میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند ، بر طبق قانون هابل با چنان سرعت بالائی از ما دور میشوند که فرکانس نورشان وقتی بما میرسد برابر صفر میشود و بعبارتی تمام انرژی خود را از دست میدهند و مثل یک جسم سیاه و تاریک خواهند بود . این 15 میلیارد سال نوری نهایت شعاع دید بشر است و به کره دید هابل مشهور است .  
 اثر داپلر کاربردهای فراوانی دارد و بررسی خطوط طیفی در طیفهای نور ستارگان مشخص میکنند که آیا ستاره مورد بررسی در حال حرکت بسوی ما است و اگر هست سرعت آن چقدر است . از این بررسیها همچنین سرعت انبساط ابر حاصل از انفجارات ستاره اختر نما بدست میآید  و محا سبات مربوط  به مدار ستارهها ی  د وتا ئی (NARY STARS   BI )  و سرعت دوران آنها حول مرکز جرم مشترکشان انجام میشود و با توجه به نوع انتقال خطوط در طیفهای ابرهای هیدرژنی ، طرز حرکت آنها را مشخص نموده و تصویر جامعی از کل ساختار کهکشانمان بدست میآید  . 
فرکانس امواج الکترو مغناطیسی در میدان گرانشی کاهش میابد و شدت کاهش متناسب با اندازه جرمی است که آن میدان را بوجود آورده و به  " انتقال به سرخ گرانشی  " مشهور است . 
در اثر انبساط عالم که ادوین هابل آن را کشف نمود ، فرکانس نور اجرام آسمانی که بما میرسند کاهش یافته و به " انتقال به سرخ کیهانی " مشهور میباشد . طبق قانون هابل ، هر چه فاصله کهکشان از ما بیشتر باشد ، سرعت دور شدن آن به همان میزان و متناسب با آن بیشتر است و در نتیجه میزان انتقال به سرخ آن هم بالا تر است . این رابطه مستقیم ، نشانگر آنست که اگر فاصله کهکشان را دو برابر کنیم ، سرعت دور شدن و فرار ستاره از ما دو برابر میشود . " ثابت هابل " فاکتور ارزنده ای است که تعین میکند  یک کهکشان در فاصله ای معیین از ما ، با چه سرعتی از ما دور میشود . محاسبات انجام شده ،  ثابت هابل را 50 کیلومتر در ثانیه در هر میلیون پارسک یعنی در حدود 15 کیلومتر در ثانیه در هر 20 میلیون سال نوری تعین نموده است  ،  یعنی جرمی که در فاصله یک میلیون سال نوری از زمین است ، با سرعت 15 کیلومتر بر ثانیه و جرمی که دو میلیون سال نوری از ما فاصله دارد ، با سرعت 30 کیلومتربر ثانیه از ما در حال دور شدن میباشد .    
امواج ضعیف و کم فروغ الکترو مغناطیسی تابش زمینه میکروویو کیهان (  CMBR  ) ،  که توسط ماهواره COBE     اندازه گیری شده اند ، مجموعه فوتونهای باز مانده از انفجار  مهبانگ میباشند و اطلاعات مهمی در باره تاریخچه کیهان بما میدهد که همه عالم را بطور همگن و همسان گرد با چگالی 400 فوتون در هر سانتیمتر مکعب پر کرده است . این امواج توسط فوتونها از زمانهای بسیار دور، هنگامی که عالم فوق العاده چگالتر و داغتر از اکنون    بود  ، در راستای مخروط نوری گذشته مان بسوی ما منتشر میشوند . طیف توزیع توان بر حسب فرکانس بدست آمده از این تابش زمینه ،  با طیف " تابش جسم " در دمای 2.7 درجه کلوین مطابقت دارد .
نکته جالب در مورد نور اینکه اگر چند نور با رنگهای مختلف به یک نقطه بتابند ، ماحصل آنها تشکیل یک رنگ را میدهند . مثلا" نور ی با طول موج 590 انگستروم رنگ زرد نامیده میشود ولی تداخل مقدار معینی از نور قرمز با طول موج 760 انگستروم ومقداری نور سبز با طول موج 535 انگستروم هم  نور زرد را بوجود میآورد ، در حالیکه در مورد امواج صوتی اینطور نیست ومخلوط چند فرکانس صوتی ، ایجاد یک فرکانس خاص نمی کند و اگر بطور همزمان از چند منبع صدا پخش شود ما قادر هستیم هر یک از اصوات را بتفکیک شنیده و آنها را درک  کنیم ، مانند گوش کردن به اجرای یک ارکستربا سازهای مختلف ، که میتوان صدای تک تک هر یک از ادوات موسیقی را همزمان و بتفکیک شنید و درک کرد . 
امروزه کائنات زیر سیطره ماده یعنی اتمها ، ستارگان و کهکشانها میباشد و بازاء هر یک اتم یک میلیارد فوتون نوروجود دارد . نور انرژی نسبتا" اندکی را حمل میکند . سهم نور در نیروی جذب کنندگی جهان یک هزار بار ضعیف تر از سهم اتمهاست . اما این وضعیت در گذشته بر عکس بود و زمانی که کیهان یک میلیارد مرتبه متراکم تر بود ، ا نرژی نور سیطره داشت .
نیروی الکترومغناطیسی موجب بهم پیوستگی اتمها ، با چرخش الکترونها با بار منفی ، در مدارهای اطراف هسته اتم با بار مثبت است . از آنجا که نیروی الکترومغناطیسی ساختار مدارهای الکترونها را تعین و مشخص میکند ، بر قوانین شیمی هم حاکم است .
 نیروی الکترومغناطیسی آنچنان قوی است که براحتی بروزن اجسام غلبه میکند ، مانند مالش شانه و بلند کردن تکه های کاغذ . 
 
• تمدن الکترومغناطیسی 
با کشف ، کنترل و بهره برداری از الکتریسیته ، مغناطیس ، انرژی الکتریکی ، موتورهای الکتریکی ، ژنراتورها ، لیزر ، تلفن ، فرستنده گیرندههای رادیوئی و تلویزیونی ، نیروگاههای برق ، باطری ، کامپیوتر ، تلسکوپهای کیهانی، که همگی مربوط به تکنولژی الکترو مغناطیسی هستند ، تمدن الکترومغناطیسی بوجود آمد و زندگی بشر کاملا" متحول گردید .
 
• بررسی کشف و تکامل نیروی الکترومغناطیسی
مطالعات نشان میدهند که شروع و مسیر فعالیت ازیک روند علمی ومنطقی برخوردار بوده .
ابتدا بررسی آثار ( معلول ) پدیدهها انجام گرفته ونیروی الکترو مغناطیسی کشف گردیده . سپس عامل نیرو ( علت ) مشخص و در چرخه تکامل قرار گرفته ورشد نموده که منجر به تولد تکنولژی گردیده . رشد  تکنولژی ، تمدن رابوجود آورده و پایه گذار کشف و تکامل سایر نیروها شده است . 
درفرآیند کشف نیرو، تولد تکنولژ ی و ایجاد تمدن الکترومغناطیسی ، نامداران بزرگی مانند گالیله ، نیوتون ، فاراده ، کلوین ، مکسول ، یانگ ، هرتز ، پلانک ، مایکلسن ، مورلی ،  انیشتن وبیش از 15 نفر از مشاهیر دیگر شرکت داشته اند .

مغناطيس كره زمين

مغناطيس كره، محيط مغناطيسي كره زمين است. كره زمين يك اهنرباي بزرگ دو قطبي است.احتمالا علت وجود ميدان مغناطيسي زمين هسته مذاب ان است كه از جنس اهن ونيكل مي باشد.اين ميدان مغناطيسي به دو قطب شمال وجنوب مي پيونددو در طول تاريخ زمين شناسي چند بار معكوس شده است.ميدان مغناطيسيزمين در خط استوا حدود32/0 گوس و در قطبها حدود62/0 گوس است. ويليام گيلبرت در سال 1600 فرض كرد كه زمين يك اهنرباي بزرگ است.توماس گلد در سال1959 نام مغناطيس كره را مطرح كرد.مغناطيس كره به مقدار زيادي در فضا امتداد يافته و تحت تاثير باد خورشيدي (يون ها و الكترون هاي منتشر شده از خورشيد)قرار دارد. مغناطيس كره از 60 تا 37280 مايل(100 تا 60000 كيلومتر)در فضا به سمت خورشيد و 186500 مايل(300000 كيلومتر) دور از خورشيد امتداديافته ودامنه مغناطيسي زمين را تشكيل مي دهد. ايست مغناطيسي مرز بين محدوده اي است كه در يك طرف ان ميدان مغناطيسي كره زمين ودر طرف ديگر ان  ميدان مغناطيسي بقيه منظومه شمسي غالب است.

 

كاواك الكترومغناطيسي و ماكسول

شكل هندسي يك كاواك ساده الكترومغناطيسي بصورت يك استوانه تو خالي داراي دو قاعده دايره اي شكل است. دو قاعده را به يك منبع نيرو محركه الكتريكي متغير سينوسي متصل مي كنيم. با اعمال اين نيرو محركه ميدان الكتريكي در كاواك ظاهر مي شود. اگر مقاومت صفر باشد آنگاه با برداشتن نيرو محركه مي توان اين جريان متناوب را در آن حفظ كرد. بارها از يك قاعده به قاعده ديگر مي روند كه در اثر آن يك جريان بوجود مي آيد. اگر حلقه اي دايره اي شكل به عنوان حلقه آمپري در اطراف استوانه در نظر گرفته شود طبق قانون آمپر بايد ميدان مغناطيسي مماسي با حلقه وجود خواهد داشت. آزمايش نشان مي دهد كه هيچ ميدان مغناطيسي مماسي بوجود نمي آيد. از اين رو قانون آمپر نيازمند تغييراتي بود كه اين تغييرات در معادلات ماكسول ديده مي شود. در قانون آمپر به بيان ماكسول جمله جاافتاده اي وجود دارد. او معتقد بود بر اساس تقارن طبيعت چون تغيير B ميدان الكتريكي القايي بوجود مي آورد، تغيير E نيز ميدان مغناطيسي القايي بوجود مي آورد. و در نتيجه جمله اي را به قانون آمپر افزود كه همان جريان جابجايي بود و عبارت بود از :
ضريب گذردهي خلا * آهنگ تغيير ميدان الكتريكي نسبت به زمان
در آزمايش بالا جريان رسانش كه در اثر شارش بارهاي الكتريكي از يك قاعده به قاعده ديگر بوجود مي آيد با جريان جابجايي ناشي از تغيير ميدان در درون آن برابر و مختلف جهت است و از اين رو هيچ ميدان مماسي در اطراف آن وجود ندارد كه كاملا با بيان ماكسول سازگار است. در حقيقت اين جريان متناوب در كاواك نيز ناشي از تاثير تغييرات B و E بر يكديگر است.

كاواك الكترومغناطيسي و ماكسول
نويسنده : احسان حاجي اسماعيلي

منبع :‌http://www.scientific.blogfa.com 

ديسك نوري - مغناطيسي

مقدمه
با تلفيق دو تكنولوژي مغناطيس و نور ، تلاش مي شود تا ديسكهايي ايجاد شوند كه هم خاصيت قابل پاك شدن و باز نويسي ديسكهاي مغناطيسي را داشته باشند و هم چگالي و ظرفيت بسيار بالاي ديسكهاي نوري. به نظر مي‌رسد كه اينگونه ديسكها در توليد انبوه به بازار مصرف عرضه شده است. قطر اين ديسكها 5 اينچ بوده ، از نوع پاك شدني هستند و از سرعت بسيار بالايي برخوردارند ، سرعت انتقال در اين ديسكها حدود يك مگابايت در ثانيه و يا بيشتر است. در سالهاي اخير ديسكهاي نوري بطور وسيعي براي سرگرمي ، برنامه‌هاي تعليم و تربيت و ارتباطات تصويري – صوتي بكار گرفته شده است. در زمينه ذخيره اطلاعات ، سيستمهاي ثبت نوري مستقيم به عنوان تجهيزات يارانه‌اي معروف شده‌اند، جايي كه تركيب ظرفيت اطلاعات خيلي زياد و دسترسي سريع به آنها توسط ديسكهاي نوري يك جايگزين جذاب براي روشهاي ديگر ذخيره حافظه يارانه‌اي است. ظرفيت اطلاعات زياد ، طول عمر زياد و زمان طولاني نگهداري ، كاربردهاي ذخيره و ... را منحصر به خود كرده است.

در تمام سيستمهاي ديسك نوري ، مانند ديسكهاي ضبط صدا (ديسك بسته يا CD) ، ديسكهاي نمايشي (كه معمولا نمايش ليزري يا LV ناميده مي‌شود) و ديسكهاي ذخيره داده‌ها ، ما فرض مي‌كنيم كه اطلاعات بر روي ديسك ثبت مي‌شود يا نوشته مي‌شود و مجددا با استفاده از نور خوانده مي‌شود. در عمل تعداد زيادي از ليزرها مانند ليزر يون - آرگون HeNe ، HeCd و ديود ليزر نيم هادي AlGaAs به عنوان چشمه‌هاي نور براي نوشتن و خواندن بكار گرفته شده‌اند. در حقيقت روشهاي ديگر براي نوشتن و خواندن ديسك وجود دارد كه ما به آن نخواهيم پرداخت.
مزيتهاي ديسكهاي نوري
اصلي‌ترين مزيت ديسكهاي نوري بر ديگر سيستمها مانند ديسكهاي صوتي معمولي و سيستمهاي نوار مغناطيسي ، علاوه بر ذخيره اطلاعات به چگالي بالا ، عدم تماس فيزيكي بين سيستم قرائت و ماده ذخيره اطلاعات است كه از پاره شدن جلوگيري مي‌نمايد. علاوه بر اين در ديسكهاي نوري ، لايه ماده شفافي را مي‌توان روي اطلاعات ذخيره شده نشانيد تا آسيب نبيند. گرامافون اطلاعاتي را در سطح ديسك به صورت مارپيچ ضبط مي‌كند كه رد پا ناميده مي‌شود. اما در عمل در ديسكهاي نوري ، نه شيار و نه خط مداوم وجود دارد بلكه فقط "علامتها" مارپيچهاي شكسته‌اي را شكل مي‌دهد. اين علامتها مساحتهاي كوچكي هستند كه نسبت به اطراف خود فرق نماياني دارد. معمولا حفره‌هايي در سطح ديسك ايجاد مي‌كنند. در نتيجه بازتاب در طول مسير با توجه به توزيع حفره‌ها تغيير مي‌يابد، كه بيانگر ثبت اطلاعات است.
ذخيره و خواندن اطلاعات ذخيره شده
براي خواندن اطلاعات ذخيره شده بازوي اپتيكي تغييرات بازتاب را به سيگنال الكتريكي تبديل مي‌كند. يك عدسي در داخل بازو پرتو كم توان ليزر را به لكه كوچك نوري بر روي مسير متمركز مي‌كند و همچنين نور بازتاب شده از ديسك را مجددا به آشكار ساز نوري هدايت مي‌كند. خروجي آشكار ساز نوري بر اساس توزيع گودالهاي طول مسير تغيير مي‌كند و سيگنال الكتريكي بدست مي‌دهد كه مي‌توان سيگنال صدا ، تصوير و يا داده‌ها را دوباره بدست آورد.
سيگنالهاي صدا به صورت ديجيتال در ديسك ذخيره مي‌شوند. نمونه‌هاي صدا با آهنگ KHz1/44 بدست مي‌آيد و بلندي صدا براي هر نمونه به مقادير عددي به صورت كلمه كد دوتايي ، 16 بيتي در مي‌آيد. بيتهاي اضافي براي اصلاح خط اضافه مي‌شود و بيتهاي فراواني در فركانس MHz3218/4 بر روي ديسك ذخيره مي‌شود.

صفرها بيانگر سيگنال نوري كوچك و "يكها" بيانكر سيگنالهاي قوي هستند، از اين رو مسير از حفره‌ها و فضاهايي با طولهاي مشخص تشكيل يافته است. از سوي ديگر ، سيگنال هاي ويدئويي ، بصورت آنالوگ ذخيره سازي مي‌شوند، زيرا ذخيره سازي به روش ديجيتال احتياح به پهناي باند بسيار بالا دارد. سيگنال تركيبي ويدئو (با رنگ و اطلاعات تابشي) به صورت فركانس مدوله مي‌شود (FM) حدود فركانس حامل MHz5/7 و صدا به آن بعدا با مدولاسيون اضافه مي‌شود. اين باعث مي‌شود تا فاصله گودالهاي (مركز تا مركز) بر اساس مدولاسيون فركانس صورت مربوطه تغيير يابد. در حافظه‌هاي نوري داده‌ها هم به صورت آنالوگ و هم به صورت ديجيتال ذخيره مي‌شود.

براي مفيد واقع شدن در فرآيند كردن داده‌ها در الكترونيك تجهيزات ذخيره سازي بايد قادر به باز سازي داده‌هاي ذخيره شده با حداقل ميزان خطا و در حدود 1 قسمت در 1210 باشد، كه ديسكهاي نوري به اين دقت رسيده‌اند. با ديسكهاي نوري به چگالي اطلاعات زيادي از يك لكه متمركز شده بسيار كوچك ليزر دست يافته‌اند. قطر لكه توسط رابطه (λF(π/4 نشان داده مي‌شود. با توجه به محدوديتهاي پراش حداقل قطر لكه نوري تشكيل شده در نقطه كانوني عدسي حدود NA2/λ است كه NA ديافراگم عددي عدسي است (NA = n sinθ كه n ضريب شكست فضاي جسم و θ = φ/s است، φ قطر عدسي و s فاصله جسم تا عدسي است). متقابلا چگالي اطلاعات از مرتبه 2(λ/NA) است.
ثبت كردن
فرآيند ثبت اطلاعات بستگي به اين دارد كه آيا قرار است اساسا ديسك به تعداد زيادي براي مشتريان بازار كپي برداري شود و يا براي ذخيره سازي مهيا مي‌شود. بيشتر ديسكها ، به هر منظوري كه تهيه شوند، حاوي اطلاعات زيادي با كيفيت خوب هستند. لذا كپي كردن آنها نسبتا آسان و ارزان است.
مواد ثبت كننده
گودالها داراي ابعاد ميكرون است و از اين رو مواد ثبت كننده نيز بايد داراي توان تفكيك بالا باشند، و براي آنكه بتوان توان ليزري مورد نياز را به حداقل رسانيد بايد داراي حساسيت خيلي بالا باشند. ترجيحا مواد ثبت كننده بايد بتوانند ثبت زمان واقعي را بدست دهند و اجازه خواندن سريع اطلاعات ذخيره شده را نيز ممكن سازند. يعني بطور ايده‌آل فرآيندهاي مرحله‌اي بين نوشتن و خواندن وجود نداشته باشد. علاوه بر فوتورزيستها ، فيلمهاي فلزي ، مخصوصا آنهايي كه بر اساس آلياژ تلوريم ساخته شوند، داراي دقت خوب و حساسيت بالا هستند. در اين حالت تابش ليزر پالسي ايجاد گودال يا حفره در لايه نازك فلز مي‌كند، (از طريق ذوب يا برداشتن) و بازتاب لايه نازك را تغيير مي‌دهد. از آنجايي كه ايجاد حفره فرآيند حرارتي است، طول موج ليزر خيلي مهم نيست و از هر ليزري كه بتواند توان مورد نياز را بدست دهد براي نوشتن مي‌توان استفاده نمود.
خواندن داده‌ها از ديسكهاي نوري
باريكه ليزر ، معمولا از يك ليزر ديود به دليل اندازه قابل ملاحظه‌اش از طريق زير لايه به لايه بازتاب كننده ديسك متمركز مي‌شود. عدسي متمركز كننده شبيه به يك عدسي شي است و براي جاروب كردن كل ديسك ، با ليزر در سيستم قرائت در نرده‌اي زير ديسك نصب شده است. قسمتي از نور بازتاب شده ، كه توسط ديسك مدوله شده است با همان عدسي گردآوري مي‌شود و بر روي آشكار ساز نوري هدايت مي‌شود. نور به شدت از نواحي كه گودال وجود ندارد (معمولا زمين خوانده مي‌شود) بازتاب مي‌شود و بطور وسيعي توسط گودالها پراكنده مي‌شود. بطوري كه خروجي آشكار ساز وقتي باريكه مسير را طي مي‌كند، تغيير مي‌يابد. براي مثال ، در ذخيره به روش ديجيتال ، تغيير در ميزان سيگنال بازتاب شده بيانگر انتقال از گودال به زمين و يا بالعكس است. در حقيقت اين انتقالات بكار مي‌روند تا يكها را بيان كنند، در حاليكه فاصله بين انتقالات گودالها و يا زمين بيانگر تعداد صفرها است.
مزيتهاي استفاده از نور بازتابي بجاي نور عبوري
استفاده از بازتاب به جاي نور عبوري چندين مزيت دارد. براي مثال از آنجايي كه فقط يك سطح ديسك مورد استفاده قرار مي‌گيرد ساختمان حركت آزاد سيستم ساده مي‌شود و تعداد قطعات نوري مورد نياز كاهش مي‌يابد. لايه نشاني محافظ نيز فقط بر روي يك طرفه لايه اطلاعات لازم است و ساختمان كنده كاري كم عمقتر از حالت عبوري است، اين دو نكته باعث توليد انبوه ديسك مي‌شود. نهايتا ، سيستم كنترل خيلي ساده‌تر ساخته مي‌شود و لكه و خراشهاي سطح محافظ از لايه اطلاعات جدا مي‌شوند و از تمركز خارج مي‌شوند و بدين طريق اثر آن بر روي سيگنال باز خواني حذف مي‌شود.

همچنين سيگنالهاي نوري از ديسك مورد نياز هستند تا ارتفاع عمودي سيستم قرائت را كنترل كنند، يعني مطمئن شويم كه باريكه ليزر به حالت متمركز شده بر روي لايه اطلاعات باقي مي‌ماند و همچنين اطمينان يابيم كه باريكه ليزر بطور دقيقي مسير مارپيچ ثبت اطلاعات را دنبال مي‌كند. كانوني كردن بايد با دقت حدود μm 1 بدست آيد و رديابي با دقت حدود μm1/0 بايد انجام شود. ارتعاشات ناخواسته و حركات نامتعارف ديسك بدين معني است كه سيستم كنترل بسيار دقيقتر براي حداقل خطا مورد نياز است. اين سيگنالها براي تمركز و رديابي به طرق مختلف بدست آمده است.
ديسكهاي نوري قابل پاك شدن
براي خيلي از كاربردها مانند حسابگري و به روز كردن اطلاعات تسهيلات پاك كردن و درباره نوشتن مفيد است. موادي كه مي‌توانند براي ديسكهاي نوري قابل پاك شدن مورد استفاده قرار گيرند شامل مواد مگنتو اپتيك ، ترمو پلاستيكها و لايه‌هاي نازك چالكو جنايد براي ذخيره دائمي و مواد فوتو كروميك ، فوتو فريك و فوتو كانداكتيو براي ذخيره سازي براي زمانهاي محدود بكار مي‌روند. براي مثال باريكه نويسنده ليزر ناحيه كوچكي از فيلم نازك از ماده فرومغناطيس را كه به صورت عمودي مغناطيس شده است (براي مثال Cd TbFe) گرم مي‌كند تا به دماي بالاي نقطه كوري آن مي‌رسد، و خاصيت مغناطيس دائمي خود را از دست مي‌دهد.

اگر ناحيه مجاز به سرد شدن در حضور ميدان خارجي كه در جهت غير موازي با مغناطيس شدن اوليه است باشد، آنگاه نواحي كه پلاريزاسيون را ذخيره كرده‌اند تشكيل مي‌يابند. خواندن در اين حالت معمولا با استفاده از اثر مگنتو - اپتيك كر (كه آن باريكه پلاريزه نور كه از سطح مغناطيس شده بازتاب مي‌شود داراي صفحه پلاريزاسيون است و به ميزاني كه بستگي به شدت مغناطيس شدن و جهت مغناطيس شدن دارد نسبت به جهت پرتوي نور، مي‌چرخد)، انجام مي‌گيرد. باريكه پلاريزه شده داراي چرخشهاي متناوب است، بسته به اينكه كدام قسمت فيلم برخورد مي‌كند و از آن بازتاب مي‌كند، مقدار چرخش فقط چند دهم درجه است و معمولا با روشهاي آشكار سازي حساس ، از عبور نور بازتابي از يك تقسيم كننده پرتو پلاريزه كننده و مقايسه دو نور توليد شده بدست مي‌آيد.

پاك كردن و دوباره نوشتن به سادگي از گرم كردن لايه نازك روي ديسك تا دماي بالاتر از نقطه كوري و در حضور يك ميدان مغناطيسي خارجي به دقت هدايت شده انجام مي‌شود. بطور وضوح ليزري كه براي خواندن بكار مي‌رود بايد داراي توان به مراتب كمتر از توان ليزري كه براي نوشتن بكار مي‌رود، باشد تا از بين بردن داده‌هاي ذخيره شده جلوگيري شود. اخيرا توجه زيادي به ديسكهاي نوري قابل پاك كردن شده است و چندين سيستم چند لايه‌اي ارزيابي شده است. سيستمهاي ديسك نوري بطور رو به افزايشي در سيستمهاي ذخيره سازي انبوه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. براي مثال ، سيستم مگاداك ، شامل 64 ديسك كه زمان دسترسي به هر يك از ديسكها حدود ms150 است و زمان ظاهر شدن هر ديسك 20 ثانيه است. ظرفيت چنين سيستمي در ناحيه 1410 - 1210 بيت است كه در مدت حدود چند ثانيه مي‌تواند دوباره بدست آيد.

منبع : hupaa.com